145و در آنجا است كه بيست و پنج تن بودند كه در جاهليّت خمر نخوردند و بر خود حرام كرده بودند. يكى از آن عبدالمطلب بود و نصرت ابوطالب مجمعٌ عليه شد و اشعار وى بر آن شاهدي عدل است. كما قال رحمه اللّه تعالى. شعر: [بحار: 87/35]
وَ اللَّهِ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ بِجَمْعِهِمْ
مفهوم اين ابيات آن است كه ابو طالب مىگويد: واللّه كه اى محمّد! اين دشمنان هرگز بر تو ظفر نمىيابند تا آن زمان كه مرا در خاك نهى. [پس] امر وكار خود ظاهر كن و شاد و خرّم شو و چشم روشن باش؛ و مرا دعوت كردى به دين اسلام و گفتى كه، من ناصحم و نصيحت مىكنم. راست گفتى و امينى؛ و به من دينى عرض كردى كه لامحاله و بىشك آن دين بهترين همه دينها است. اگر به سبب ملامت و دشمنى دشمنان نبودى من اسلام و ايمان آشكار كردمى. و ابوطالب از براى آن ايمان آشكار نمىكرد و پنهان مىداشت كه تا محافظت و حمايت پيغمبر بهتر تواند كرد؛ و اجماع اهل قبله ناطق است بر اين كه ابو طالب مدد و نصرت رسول مىكرد بلاخلاف تا چندان كه زنده بود مدة عمره قبل النبوّة و بعدها.
و مشهور است كه [الغدير: 374/7] اعرابى آمد وگفت: يا رسول اللّه! لقد أتيناك و ما لنا بعير يئط و لا صبيٌ يصطبح؛ و أنشد هذه الابيات: شعر:
أتيناك و العذراء تدمي لبانُها
و قد شُغلت أم الصبيّ من الطفل
و ألقي بكفيه الفتي استكانة من الجوع ضعفاً ما يمر و ما يخلي