117نه خصم گويد كه رسول صلّى الله عليه و آله گفت: نحن أهل بيت لا يحلّ لنا الصدقة.
و كذلك زيد بن ارقم أنّه قال: فَحَثَّ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ رَغَّبَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ وَ أهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أهْلِ بَيْتِي فَقَالَ لَهُ حُصَيْنٌ وَ مَنْ أهْلُ بَيْتِهِ يَا زَيْدُ! أ لَيْسَ نِسَاؤُهُ مِنْ أهْلِ بَيْتِهِ قَالَ نِسَاؤُهُ مِنْ أهْلِ بَيْتِهِ وَ لَكِنْ أهْلُ بَيْتِهِ مَنْ حُرِّمَ عَلَيْهِ الصَّدَقَةُ بَعْدَه، فقال: و مَن هُم ؟ قال: هم آلعلي و آلجعفر و آلعقيل و آلعباس، قال: أكُلّ هؤلاء حرّم عليهم الصدقة؟ قال: نعم. [بحار: 114/23 متن از روى بحار تصحيح شد.] يعنى: ما اهل بيتيم كه صدقه بر ما حلال نباشد، ومراد صدقه واجب كه آن را زكات گويند.
و همچنين زيد بن ارقم مىگويد كه پيغمبر صلّى الله عليه وآله مردم را ترغيب مىداد بر كتاب خدا كه قرآن است، و مبالغه مىفرمود كه تمسّك به قرآن كنيد و با او كار كنيد. بعد از آن فرمود: و اهل بيت مرا. خدا را به ياد شما مىدهم در اهل بيت من، و مبالغه مىكرد در حقّ اهل بيت خود. حصين گفت: اى زيد! اهل بيت او كيستند؟ شما نپرسيديد كه اهل بيت او كيستند؟ گفت: اهل بيت كسانىاند كه صدقه كه زكات فريضه است برايشان حرام است. گفت: ايشان كيستند؟ گفت: آل على و آل جعفر و آلعقيل و آل عبّاساند. گفت: اين طايفه كه ياد كردى، بر همه ايشان صدقه واجب حرام است؟ زيد گفت: آرى.
چندين صحابه، اين حديث و امثال اين روايت مىكردند. آخر چرا گواهى ندادند كه صدقه بر شما حرام است و اين فدك از جمله صدقه است. معمّا كه رسول به عوض صدقه به نصّ و تعيين خدا خمس بديشان داد، و به نص
وَ آتِ ذَا الْقُرْبىٰ حَقَّهُ (الاسراء:26) فدك به فاطمه داد، على ما أورده ابوسعيد الخدرى قال: لمّا أنزل الله تعالي: وَ آتِ ذَا الْقُرْبىٰ حَقَّهُ ، دعا رسول الله فاطمة فأعطاها فدك [بحار: 205/29] و قال فريضة أقَمتُها.
يعنى: ابوسعيد خدرى روايت كرد كه، چون خداى تعالى اين آيه فرستاد «وَ آتِ ذَا الْقُرْبىٰ حَقَّهُ » پيغمبر خدا فاطمه را بخواند و فدك را به وى داد و گفت: فريضهاى بود كه بدان قيام نمودم؛ و اين روايت به نزديك خصم مشهور