59شده است. اين نقدها متنوع و از زاويه حديثى است. وقتى يك فضيلت براى صحابه يا خلفا نقل مى شود، طبرى بر آن است تا از چند جهت آن را نقد كند. اولا اصل حديث را با دلايل تاريخى و حديثى نقد مى كند و ثانيا اهميت آن فضيلت را در مقايسه با فضائل امام على و ساير اهل بيت مى سنجد و به چالش مى كشد. به عبارتى، بيش ترين تلاش وى در نقد باز هم مبتنى بر نشان دادن فضائل اهل بيت (ع) آن هم با استفاده از مآخذ اهل سنت است.
اين مآخذ كدام است؟ ما فهرست منابع وى را در اين كتاب، در بخش كتابخانه عماد طبرى (بخش دوم همين مقدمه) خواهيم آورد. اما به طور كلى بايد اشاره كنيم كه وى در اصفهان، از آثارى بهره برده است كه ويژه محدثان سنى اصفهان بوده است. اين محدثان در قرن پنجم و ششم در عين تسنن، به نقل احاديث فضائل اهل بيت روى آوردند و آثارى نوشتند كه بعدها مورد استفاده عماد طبرى در همين شهر قرار گرفت. شايد مهم ترين اثر كتاب مناقب ابوبكر بن مردويه است. علاوه بر آن المجتبى، منتهى المآرب، نكت الفصول و راحة الموالف و نيز برخى از آثار ابونعيم اصفهانى از آن شمار است.
يكى از احاديثى كه مورد نقد قرار گرفته است، حديث أصحابى كالنجوم است. وى با استفاده از منابعى چون بخارى و آثار ديگر، اشاره به جريان ارتداد پس از رسول خدا (ص) و مبارزه ابوبكر با مرتدين و اختلاف نظرهاى پديد آمده در باره جنگ با آنها كرده و اين پرسش را مطرح مى كند كه چطور با وجود اين اختلافات، مى توان از آنان پيروى كرد. به عبارت ديگر بايد از كدام يك پيروى كرد؟ «چگونه شايد كه مقتدى به هر يكى مهتدى باشد؟ (ص 45). اختلاف ميان سعد بن عباده كه به دست خالدبن وليد در شام كشته شد، با دستگاه خلافت، باز نشانگر آن است كه نمى توان از همه صحابه پيروى كرد. به علاوه كه روايات صحيحى هست كه تأكيد دارد كه عترت پيامبر «أمان أهل الأرض» هستند. پيش از آن هم حديث لاتسبّوا أصحابى نقد شده و در آغاز نقد آن وى مى گويد: مصنّف و جامع اين كتاب الحسن بن على بن محمد بن