149نظر ديگرى را بپذيرند. فرشتۀ وحى بر آن حضرت نازل شد و فرمود:
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعٰالَوْا نَدْعُ أَبْنٰاءَنٰا وَ أَبْنٰاءَكُمْ وَ نِسٰاءَنٰا وَ نِسٰاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَى الْكٰاذِبِينَ 1.
بنابراين شد كه در موعد معينى، در خارج از شهر (محدودۀ فعلى مسجد مباهله) به مباهله بروند. سران نجران از قبل گفته بودند اگر ديديد پيامبر با ساز و برگ نظامى به ميدان آمد بدانيد وى به نبوت خود اعتماد ندارد، ولى اگر بدون تشريفات آمد بدانيد پيامبر واقعى است در اين صورت حاضر به مباهله نشويد.
مسيحيان ناگهان ديدند كه پيامبر صلى الله عليه و آله همراه حضرت على و فاطمه در حالى كه حسين را در آغوش و دست حسن را در دست داشت، گام به ميدان مباهله نهاد و به آنها فرمود:
هر گاه من دعا كردم شما آمين بگوييد.
در آن لحظه اسقف نجران گفت: من چهرههايى را مىبينم كه هرگاه دست به دعا بردارند تا بزرگترين كوه ها از