133شبانهروز با ريسمان به آن ستون بسته شده بود، تنها همسرش براى اقامۀ نماز و قضاى حاجت او را باز مىكرد و دوباره او را به ستون مىبست. اصحاب نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتند و از ايشان خواستند تا از گناه ابولُبابه درگذرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر او نزد من مىآمد براى او از خدا طلب آمرزش مىكردم، اما اكنون كه مستقيماً به خدا پناه برده، بايد منتظر عفو و بخششِ خدا باشيم.»
سرانجام سحرگاه روز ششم، فرشتۀ وحى اين آيه را بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل كرد:
وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللّٰهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ 1.
حضرت از قبول شدن توبۀ ابولُبابه شادمان شد. خبر آن به گوش مسلمانان رسيد، سراسيمه به سوى مسجد شتافتند تا وى را آزاد كنند. ولى او اجازه نداد و گفت: بايد رسول خدا با دست هاى مباركش مرا آزاد كند. آن حضرت به مسجد آمدند و ابولُبابه را از ستون باز كردند.