81ميان گودى خط، بايد عملهجات مراقب آن باشند و آن را پاك كنند.
امروز پنجشنبه بيست و نهم رمضان مطابق بيست و هفتم جوزا، پس از مراجعت از حرم مطهر، دو مرتبه فرستاديم «حاج حسن عربانهچى» را آوردند كه فسخ معامله كنيم، به قال و قيل و بدزبانى برگزار كرد، ناچار رفتيم به حاكم شهر كه يك نفر ايرانى و منصوب از طرف «دولت انگليس» است شكايت كرديم، فرستاد «حاج حسن» را حاضر كردند باز بناى داد و فرياد را گذاشت، حاكم نوشته ما را از او گرفت و پاره كرد و تا ميزان نصف كرايه را جهت آمدن فقط به او داديم.
طرف عصر رفتيم به ادارۀ كمپانى، و بليط عربانه جهت مراجعت به «كربلا» از قرار نفرى هفت روپيه و نيم گرفتيم، و بناى حركت به روز يكشنبه سوّم شوّال شد، از همان محل اداره كه بيرون دروازه است به طرف «وادىالسلام» رفته، فاتحه جهت اهل قبور خوانده «حضرت هود و صالح» را زيارت كرديم، و قدمزنان از بيرون حصار شهر گردش كرده رسيديم به محل معروف به «چرى» كه مىگويند سابقاً درياچه بوده و هلال شوال را آنجا رؤيت كرده به شهر مراجعت نموديم و بعد از تشرف به حرم به خانه برگشته شام خورديم و خوابيديم.
عيد فطر در نجف
جمعه غره شوّالالمكرّم مطابق بيست و هشتم جوزا، امروز آقاى «سيد محمّدتقى حضرت عبدالعظيمى» مجاور «نجف»، كه از جمله زهاد و عباد و اوتاد به شمار است، و تازه از ورود من باخبر شده به ديدن آمدند، وجه امانتى را كه آقاى والد - روحى فداه - براى ايشان داده بودند رد كردم، كاغذى هم به توسط ايشان براى من آمده بود دريافت كردم و موجب