77پسران «آقا سيد محمّدعلى» روضهخوان عرب بود، كه آقاى «آقا سيد احمد» با آنها سابقه دوستى داشت، در زير زمين خنكى خوابيده بودند، براى آن حالت گرمازدگى و افروختگى ما خيلى مناسب و مطلوب بود، نهار حاضر شد خورديم.
طرف عصر پس از رفتن حمام و غسل، به زيارت سراپا سعادت جدّ مظلوم «حضرت ابىعبداللّٰه الحسين عليه السلام » مشرف شديم جبران تمام زحمات و مشقات و بيدارىها و خستگىها شد، خداوند اين را زيارت آخرى ما قرار ندهد، و تمام آرزومندان را به عتبهبوسى آن بزرگوار موفق كند، شب به زيارت «حضرت ابوالفضل عليه السلام » مشرف شده به منزل رفتيم، «آقا سيد كاظم» ميزبان ما پذيرائى خوبى كرد شام از منزل خودشان در خانهاى كه كرايه كرديم آوردند چون منزلمان خوب نبود، فردا تغيير داديم.
نرسيدن رفقا باعث تشويش شد، تا اينكه طرف عصر چهارشنبه رسيدند، از ليله بيست و يكم تا بيست و پنجم به زيارت كامله مشرف بوديم. من و بعضى رفقا از «طهران» كاغذ داشتيم رسيد.
حر بن يزيد رياحى
روز شنبه به زيارت «حر بن يزيد رياحى» مشرف شديم، هواى «كربلا» اين ايام خيلى گرم است، وسط روز هيچ نمىشود حركت كرد، ميوهجات از قبيل آلو و طالبى و خيار و هندوانه و انگور موجود است، نان و گوشت هم فراوان است، وليكن عموماً نرخها گرانتر از «طهران» است، اين چند روز همه جا صحبت سنوات جنگ، و ايام محاربه «عثمانىها» و «انگليسها»، و كيفيت غلبۀ «انگليسها» و قتل و غارتها و خرابى هائى كه شده است مىكنند، آقاى «آقا مير عباس»، «بىبى شهربانوئى»، و «آقا سيد