70شط، به زمين بسته است. براى حركت دادن آن به خط سيرش كه عرض شط است، دو نفر به روى آن مىايستند و پشت به جانب مقصد، دستها را محكم به سيم گرفته، و با پاها نقاله را فشار به روى آب مىدهند و حركت مىكند، و از هر نفرى براى عبور يك آنه مىگيرند، و اين اسباب در كنترات چند نفر است، كه ماليات مهمى به دولت مىدهند. سوار شديم و نقاله حركت كرد، اما نزديك بود به ساحل ديگر برسيم، كه يك نفر صاحبمنصب «انگليسى» فرياد كرد نقاله را برگردانند!! اسباب برگشت معلوم شد، مىخواستند نظامىهاى خود را با آن حركت بدهند و با احتياج آنها صاحب نقاله حق نداشته است مسافر عبور بدهد.
سرداب مُطَهّر
با نهايت اوقات تلخى سوار قايق شده، در ساحل يسار 1 «شط» پياده شده، از سربالائى ساحل صعود كرده، به شهر ورود نموديم. «شيخ حسن» معهود كه همهجا همراه بود، ما را به منزل خالويش «سيد عزيزاللّٰه» برد و بحمداللّٰه تعالى به زيارت «حضرت امام على النقى» و «حضرت امام حسن عسكرى عليهما السلام » و جناب «حكيمه خاتون» و «نرجس خاتون» موفق شديم، خداوند به جميع شيعيان و آرزومندان نصيب فرمايد. و نيز به زيارت «حضرت صاحبالعصر والزمان» - عجلاللّٰه تعالى فرجه - در سرداب مطهر مشرف شديم. در صُفّۀ مقدس هم زيارت و ادعيۀ وارده را خوانده، دوستان و اقربا را به دعاى خير ياد كرديم.
اين سرداب مطهر هر چند در اين زمان، درب عليحده و صحن