69ساعت قسمت كردند، ايام را به سال و ماه و هفته تقسيم نمودند، و بالجمله تأسيس دو علم هيئت و نجوم را كردند، و در آن كتابها، تأليف و تصنيف نمودند، نه اشتغال آن ملت به اين دو علم، و نه ستارهپرستى آنها اختيارى نبوده وضعيت محيط، آنها را به اين راهها سوق داده، و محرك آنها همين اجسام نورانى لطيفۀ فلكى بوده، كه يك ملت ساده قديمى را چندين قرن شيفته و فريفته و ديوانه خود نموده بوده است.
الحاصل ماشين ساعت پنج از شب گذشته از «بغداد» رسيد سوار شديم. «طهرانىها» همگى در يك واگون رفتيم، بليط تا «سامره» از قرار هر نفرى چهار روپيه و پنج آنه گرفته شد، اين ماشين كه سابقاً توسط «آلمانها» داير شده، از حيث تميزى و استحكام و سرعت سير، هيچ ربطى به ماشين خط «قرهتو» به «بغداد» ندارد پس از يك ساعت خوابيديم.
سامره
جمعه شانزدهم شهر رمضان مطابق «چهاردهم جوزا»، طرف سحر ماشين به ايستگاه «سامره» رسيد، پياده شديم و تا كنار «شط دجله»، كه تقريباً ربع فرسخ است با عَرَبٰانه رفته، نماز صبح را در كنار «شط» خوانديم، براى عبور به آنطرف «شطّ»، سابقاً اينجا جسرى بوده است كه برچيدهاند.
فعلاً يك نقاله داير است، و آن عبارت از سه طرّاده 1 نيمبيضى شكل است، پهلوى يكديگر گذاشته و روى آنها را به وسيلۀ تختهكوبى مسطح كردهاند، در يك طرف آنها به سر هر طرّاده، يك حلقهاى است كه يك سيم كلفت بافتۀ آهنى، از ميان آنها مىگذرد، دو طرف اين سيم در دو جانب