68پيدا كرديم كه در محلۀ معروف به «تلخانه»، در خيابان سرايه واقع است. از قرارى كه خادمش نقل مىكرد، صحن بزرگى داشته كه به تدريج از آن گرفته مغازهها و دكاكين ساختهاند، نزديك ظهر به «كاظمين» مراجعت كرديم. چون خيال داشتيم شب جمعه به زيارت «عسكريين» مشرف شويم «شيخ حسن» آمد و ترتيب كار را داد، اسباب هرچه داشتيم منزل «شيخ عبدالكريم» گذاشته به او سپرديم، خودمان مجرّداً اول مغرب به همراهى «شيخ حسن» رفتيم به استاسيون ماشين خط «سامره» كه يك ميدان اسب از «كاظمين» دور است، جمعى از «زوار طهرانى» هم آنجا بودند، به انتظار رسيدن ماشين مدتى با آنها صحبت مىكرديم.
مهتاب هم عالم را گرفته بود، آسمان در كمال صافى و شفافى و ستارهها در نهايت تشعشع و تجلى بودند، واقعاً تماشاى اين موجودات علوى و مخلوقات نورانى، انسان را از خود بىخود مىكرد، و به سير در لطائف صنايع الهيه وادار مىنمود، اين كه «سينبوس» فرانسوى مىنويسد:
يكى از جهات عمده و علل تامه ستارهپرستى و ماهپرستى «كلدانيان» و «آشوريان» همانا هواى صاف و آسمان شفاف مملكت بينالنهرين بوده، كه بر درخشندگى و نورانيّت كواكب و نجوم مىافزوده، كلامى صدق و گفتارى بر حق است. بهعلاوه نگاه مىكنيم در تواريخ مىبينيم، هر ملّتى داراى يك خصايص ممتازه بوده، و يا در يك رشته از علوم بر ساير ملل، پيشقدم و سبقت داشته، مثلاً «يونانيان» در حكمت، «مصريان» در رياضيات و «چينيان» در صنايع و هكذا، امّا اين ملت «كلده» كسانى هستند كه قبل از تمام ملل، حركات ماه و ساير كواكب را منظماً به دست آوردند، بروج دوازدهگانه براى سير شمس و قمر معين كردند، خطوط معدلالنهار در آسمان فرض كردند، شبانهروز را به بيست و چهار