67هستند و كسى را نمىشناسند مىخورند، نهار را در خانه خورديم «شيخ عبدالكريم» براى حمام رفتن و برگشتن و تشرف به حرم مطهر كمال همراهى و حسن خدمت به جاى آورد، اذن دخول و زيارت هم با حالت مخصوص كه داشتيم، خواستيم خودمان بخوانيم نگذاشت، گفت هر چند شما صحيحتر مىخوانيد، ولى دفعه اول حق من است بعدها خود دانيد.
امروز گرچه از حيث گرما و حركت و خستگى كسل شده بوديم، لكن لذائذ عتبهبوسى «حضرت موسى بن جعفر» و «حضرت امام محمّد تقى عليهما السلام » آنرا جبران نمود، شب پس از تشرف ثانوى به حرم مطهر، منزل آمديم و پس از صرف شام روى پشت بام خوابيديم.
مقبرۀ شيخ كلينى
پنجشنبه پانزدهم رمضان مطابق «سيزدهم جوزا»، صبح بعد از زيارت با واگون به «بغداد» رفتيم، در كنار جسر به زيارت «شيخ كلينى - اعلىاللّٰه مقامه - » رفتيم كه در مسجد معروف به مسجد «داوود پاشا» مدفون است، و بقعۀ عليحده در زاويۀ مسجد دارد، دربش بسته بود باز كردند زيارت كرديم، هرچند مرقد و بقعهاش مخروبه و ناتميز است، لكن بايد ممنون بود كه با عدم مواظبت اهل تشيع به حفظ اين قبيل مقابر، و با بودن آن در شهرى مثل «بغداد» و مركز اهل سنت، به كلى از بين نرفته است. مشاهد «نواب اربعۀ امام عصر عليه السلام » هم در «بغداد» است، ليكن مجال زيارت همه نشد.
عثمان بن سعيد عمروى
فقط با تجسس زياد مرقد «عثمان بن سعيد عمروى» نايب اوّل را