57نيروى درستى و ديندارى مشرق، تا غرب دنيا را مسخر كردم و چه كردم، و اين صورتها كه مىبينى كدام «پادشاه» است، و دومى كدام و سومى كدام و هكذا، من دروغ نگفتهام و بىدينان را سركوب كردهام، «اهورمزدا» گواه است كه اين تاريخ را به راستى نوشتم، و بسيارى از كارهاى نيك خود را ننوشتم، تو هم اى كسى كه جاى من حكمرانى خواهى كرد ظلم مكن، دروغ نگو، ديندار باش، تا خداوند سلطنت تو را باقى بدارد، و فرزندان زياد به تو بدهد، زنهار به اين لوحه كه نوشتهام دست مزنى و آن را محو نكنى، و به آن بىاحترامى ننمائى و گرنه بترس كه بىاحترام شوى و سلامت نمانى، و «اهورمزدا» با تو دشمنى كند الى آخر.
نمىدانم جانشين امروزه «داريوش» از فتح و تسخير كدام مملكت «فرنگستان» برگشته، كه اين روزها در «همدان» و ساير شهرها براى ورودش چراغانى مىكنند و طاق نصرت مىبندند، اى افسوس براين مردم كه خود و پدران خود را نمىشناسند، و نمىدانند چه مىكنند، و براى چه و براى كه مىكنند، اين كتيبه در يك سينۀ «كوه بيستون» حجارى شده كه از آفتاب و باران محفوظ، و به قدرى بالاست كه با نردبانهاى بلند نمىتوان به پاى آن رفت، و از اين پائين خيلى كوچك به نظر مىآيد.
يك چشمه آب هم از پاى كوه جارى است و به بالاى آن يك لوحۀ بزرگى به خط نسخ حجارى شده است، مىگويند صورت قبالۀ «شيرين»، محبوبۀ «پرويز» است. لكن وقفنامۀ قريه و كاروانسراى «بيستون» است، كه يكى از «شاهزاده خانمهاى صفوى» وقف كرده بر زوار «حضرت سيدالشهدا عليه السلام ». با يك زحمت مختصرى مىتوان به پاى لوحه رفته خط آن را خواند.
در پاى «بيستون» قطعه سنگهاى حجارى شده كه معلوم است