56مهمل ندارد، موافق عقيده «فرنگىها» و ترجمۀ قونسول مزبور، كه فارسى آن را «آقا خان كرمانى» در كتاب «آئينۀ سكندرى» نوشته، آن صورت ايستاده، كه يك نفر دست و پا بسته به زير پاى او است، «داريوش كبير» است و دو صورت كه پشت سر او است، دو نفر معاون يا وزير اويند، و نه نفر آدمهاى مغلول ايستاده، جملگى از پادشاهان ممالك مجاور هستند كه «داريوش»، ممالك آنها را ضبط، و خودشان را اسير و محبوس نموده، «داريوش كبير» است كه اعراب و ما او را «داراب اكبر» مىخوانيم، يك «پادشاه ايران» از سلسلۀ «هخامنشى» است، كه تمام ممالك واقعه بين «درياى عمان» و «سيبريه» را جنوباً و شمالاً، و بين «سودان» و «بحرالروم» و رود «دانوب» را تا كوههاى «هند و كُش» غرباً و شرقاً متصرف بوده، و بيش از چهارصد ميليون نفوس، مطيع و منقاد او بودهاند و براى تسخير مملكت «يونان»، چنان كه تمام «مورّخين فرنگ» نوشتهاند، دو كرور قشون در «آناطولى» و «آسياى صغير» حاضر نموده.
ترجمه «مستر رولنسن» خيلى مفصل است و من به خاطر ندارم، ليكن خلاصه و مجملاش آن است، كه «داريوش» شرح فتوحات و عقايد دينى و سياسى خود را، در اين كتيبه شرح داده، و به اعقاب خود، دستور سلطنت و ملك دارى تعليم مىكند، مىگويد من كسى هستم كه به يارى «اهورمزدا» (خداوند) فلان و فلان مملكت را تسخير نموده، اهالى آن را به درستكارى و راستگوئى وادار نمودم، پادشاهانى كه مىبينيد، به جرم خُلف قول و دروغگوئى به زنجير كشيدم، قشونهاى عظيم و دلاور مِنْ قُلَلْ جِبٰال و اعماق صحارى، 1 عالم را درنورديده، به لطف «اهورمزدا» و