273موجب طغيان رودخانه و خطر ريختن آن به شهر گرديد، از بستگان و خويشان من جمعى از «زاويۀ مقدسه» به قصد زيارت، يا به منت استقبال من، يا جمعاً بينالامرين به «قم» مشرف شده بودند، از آنجمله بودند برادر عزيزم آقاى «آقا ميرزا عبدالخالق» حفظهاللّٰه تعالى، و پسر عمههاى محترم، آقا زادهها و آقا مهدى و همچنين آقاى «حاج سيد جلالالدين» و آقايان «معتمدالتوليه» و «آقا ميرزا آقا» و غيرهم، در اين سال علاوه بر وفور زوار معمول شب عيد، جمعيت زيادى هم براى زيارت «آقاى شيخ عبدالكريم مجتهد» كه از «عراق» به «قم» مهاجرت فرموده آمده بودند، نيز جمعى براى دورى از خطرات حكومت نظامى مركز، و كودتاى «آقا سيد ضياءالدين» به «قم» مشرف شده بودند، و در ضمن استخبار از سلامتى خانواده مكشوف شد، كه تمامى اعضاء و فاميل من صحيح و سالماند، جز دخترك ششسالۀ من «شاه بيگم خانم» كه فوت شده و داغى بر دل مادر و پدر خود گذارده، خداوند خودش توفيق صبر و شكيبائى و تسليم مرحمت فرمايد.
حركت از قم
امسال سهشنبه دوازدهم رجب مطابق «دوم حمل»، تحويل شمس به «برج حمل»، يك ساعت از آفتاب گذشته روز دوشنبه يازدهم شد، و ما با ادارۀ چاپارخانه قرار گذاشته بوديم، كه همان روز دوشنبه ما را با كالسكه حركت بدهد، لكن تعلل كردند و حركت به روز سهشنبه افتاد، و در يوم مزبور دو ساعت به ظهر مانده، با آقاى «ماهوتچيان» و دو نفر آشناى «طهرانى» كه براى رفيق كالسكه اختيار شدند از «قم» حركت كرديم، و در هر مالبندى كه مىرسيديم مال حاضر بود مىبستند و مىرفتند، و براى دو