272به «على جان بيگى» و به واسطۀ خستگى و تاريكى هوا، شب را در داخل قلعه در منزل سورچى خودمان كه اهل همانجا است مانديم، منزل تميزى بود ميزبان هم از خدمت فروگذار نكرد.
طفرود
امروز دوشنبه چهارم رجب مطابق «بيست و چهارم حوت»، اول آفتاب سوار شده از «قلعۀ على جان بيگى» حركت، و همهجا در اراضى مسطح و هموار مىرانديم، و پس از دو ساعت رسيديم به «طفرود» كه قريۀ خيلى بزرگ و معمور و در حكم قصبه است، در قهوهخانه بسيار عالى و مصفاى آن يك ساعت توقف، و پس از تبديل مالها سوار شده رانديم، هوا از اعتدال گذشته به درجۀ گرما بود و «جلگه قم»، آثار و علامات خود را ظاهر مىساخت.
مقارن ظهر رسيديم به كاروانسراى سنگى كه مالبند آخرى در آنجا است، و پس از صرف نهار سوار شده حركت كرديم، قسمت اول راه خيلى پست و بلند و ناهموار بود، و در قسمت اخير همهجا از داخل نهرها يا به روى پلهاى مخروبه و خطرناك گذشته، سه ساعت به غروب مانده وارد «قم» شديم.
«حاجشيخ ابوالقاسم» ملحقبه خانوادۀ خودش شد كه به زيارت آمده بودند، من و «ماهوتچيان» منزل مخصوص كرايه كرده، و مدت يك هفته در خدمت «حضرت معصومه» عليها السلام به زيارت و عتبهبوسى اشتغال داشتيم.
ورود به قم
در اين ايام يك شب و يك روز بارندگى بسيار سختى شد، كه