210
وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صٰالِحاً نُؤْتِهٰا أَجْرَهٰا مَرَّتَيْنِ 1
و علاوه بر كتيبهها و آيات قرآنى و اسامى اصحاب پيغمبر، كه دور تا دور به روى آهن و چوب، و بهطور گچبرى به ديوارها نوشته شده است، قطعات و تابلوهائى به خطوط خيلى عالى همه طرف منصوب است، كه در اغلب آنها اخبار وارده از طريق اهل سنت نوشته شده است از قبيل:
«إنّ حول العرش، ستّون ألف عالم يستغفرون لمحبّ أبىبكر و عمر، ويلعنون مبغض أبىبكر و عمر»، «شفاعتى لأهل الكبائر من أمتى»، «إنّ الإيمان ليأزر إلى المدينة كما أنّ الحيّة تأزر إلى جحرها»، «لكلّ نبيّ رفيق في الجنّة ورفيقي فيها عثمان ابن عفّان».
ورود اميرعبداللّٰه به مدينه
الحاصل پس از صرف نهار در خانه «عطيةاللّٰه»، طرف عصر رفتيم به خارج شهر، براى تماشاى ورود «امير عبداللّٰه» تمام خيابانها را آئين بسته بودند، و فاصله به فاصله طاق نصرت زده بودند، و همهجا بيرقهاى «حكومة العربية الهاشمية» در اهتزاز بود. شاگردان مدارس جديد، منظماً با لباسهاى مخصوص، و اهالى شهر دسته به دسته به استقبال رفته بودند.
براى دو ساعت به غروب، غرش توپها ورود امير را اخبار نمود و پس از نيم ساعت «امير عبداللّٰه» سواره آمد، در حالتى كه تفنگداران و دستهجات نظامى جلو و عقب او پياده مىآمدند، و دستۀ شيپورچيان و موزيكيان، مقدم بر همه بودند، نزديك دروازه، امير با چند نفر همراهان و