197كتاب را كه خواست مىطلبد و كتابدار مطابق نمره فوراً حاضر مىكند.
من چندين كتاب را يكى يكى خواستم و پس از نظر مختصرى رد كردم، كتابدار ابداً اظهار كراهت نمىكرد، بلكه در جواب عذرخواهى من گفت: اگر تمام كتابها را بخواهيد، ما در ساعاتى كه اينجا هستيم مكلفيم آورده به شما ارائه بدهيم، بعد مدتى از پشت شيشههاى قفسهها، كه دور تا دور كتابخانه بود تماشاى كتابها يعنى اسامى آنها را كه به روى جلد نوشته شده بود مىكردم، و غالب كتب اهل تشيع را نيز ديدم، و حتى ديوانهاى «سعدى» و «نظامى» و «حافظ» هم در آنجا بود، و تمام اين كتابها با جلدهاى قشنگ و در كمال نظافت و پاكى نگاهداشته شده است، و حتى يك جلد كتاب پاره يا چرك و كثيف نديدم، درها و ديوارهاى كتابخانه هم به قدرى پاك و تميز بود كه انسان ميل مىكرد همانجا بماند، مدتى هم با مدير و كتابدارها مشغول صحبت بوديم و خيلى اظهار محبت و حسن خلق نمودند مقارن ظهر به منزل برگشتيم.
اين خانه كه ما منزل كردهايم متعلق است به «عطيةاللّٰه نخاولهاى»، كه بسيار آدم نجيب و عفيف و خوشخلقى است، در اين مدت خود و عيالش «مريم» و دخترش «زينب» و پسرش «على»، منتهاى محبت و حسن خدمت نسبت به ما بجا آوردند، مخصوصاً چون دو سه روز است «حاج ابوالحسن طباخ»، از ما قهر كرده و رفته، «مريم» غذاهاى خيلى مطبوع و لذيذ براى ما تهيه مىكند.
ساختمان شهر مدينه
ساختمان شهر «مدينه» خيلى شبيه به شهرهاى «كربلا» و «نجف» و «كاظمين» است، يعنى داراى كوچههاى تنگ و پرپيچ و خم، و عمارات دو