195آشاميدن آن افراط هم مىنموديم، و روىهمرفته از هر جهت روزهاى خوشى داشتيم جاى دوستان خالى.
شهداى احد
امروز چهارشنبه بيست و دوم محرم، مطابق «پانزدهم ميزان»، پس از مراجعت از «حرم نبوى»، به عزم زيارت «شهداى احد» برخاسته، و با چند نفر ديگر دو عربانه كرايه كرديم، و سوار شده رفتيم. لكن مستحفظين 1دروازه احُد نگذاشتند برويم، به عذر اين كه جمعيت كم است و روز بلند نشده و خطر حملۀ حرامى در پيش است، و بعد از دو سه ساعت معطلى چند عربانه ديگر رسيد و به اتفاق رفتيم، و پس از طى نيم فرسخ راه كه در جانب شمالى «مدينه» پيموديم، به بقعۀ مباركۀ «حضرت حمزه سيدالشهداء» عليه السلام و به قدر يك ساعتى در آن مكان شريف مشغول زيارت آن جناب و ساير شهداى «غزوۀ احد» بوديم، و بعد در مسجدى كه معروف است دندان مبارك حضرت رسالت در آنجا شكسته شده، نماز خوانده و قدرى تلاوت قرآن نموديم و نيز «عبداللّٰه بن جحش» برادر «زينب زوجۀ پيغمبر» را زيارت كرديم، و از ساير «شهداى احد» ابداً آثار قبر يا بقعه نديديم، و قدرى در دامنۀ كوه به تماشاى تنگههاى «احد» رفتيم، كه از مواضع تاريخى است زيرا كه در غزوه معروف «احد»، «حضرت رسالت» جمعى را، به محافظت اين تنگهها مأمور نموده بود، و پس از آن كه آثار مغلوبيت و عقبنشينى در قشون خصم ظاهر شد، آنها به طمع غنيمت، قرارگاه خود را ترك گفته مشغول غارت و جمع غنيمت شدند، و