169كرديم، اهالى «جاوه» 1 و «مغاربه» 2 قسمتى رفته و مابقى مشغول تهيه و تدارك مراجعت به اوطان خود هستند، و شهر نسبتاً خلوت شده است، و ايرانىها براى مراجعت به وطن يا تشرف به «مدينۀ منوره» در وسوسه و ترديد افتادهاند، زيرا كه تخلف حركت به «مدينه» از روز بيست و دوم، همچنان كه از طرف «سلطان» جار كشيده بودند مؤيد صحت خبر اغتشاشات «بينالحرمين» است تا خدا چه خواهد.
ذبح گوسفند
امروز چهارشنبه بيست و چهارم ذىالحجه مطابق «هفدهم سنبله»، صبح بدون تشرف به حرم، من و آقاى «حاج سيد احمد»، از قهوهخانه بيرون شهر كه خوابگاه قرار داده بوديم، حركت به ميدانى كرديم كه گوسفند مىفروشند، و براى تقصيرهائى كه كرده بوديم، گوسفند خريده ذبح و بين فقرا تقسيم كرديم.
من دو تقصير كرده بودم، يكى استظلال در «جده» به واسطه شدت گرما و مرض، و يكى سرپوشيدن در راه بين «جده» به «مكه» به علت حدوث رعاف، 3 و يكى از تقصيرات آقاى «حاج سيد احمد» اين بود كه در موقع عمره اشتباهاً مباشرت به تقصير واجب شخص ديگرى كرده، و با مقراض 4 قدرى از شارب او را زده بود.
طرف غروب پس از تشرف به حرم، به منزل مراجعت كرديم چند