161باز به حرم مشرف شده، و من هر دفعه طوافى به نيت يكى از اخوان و عشيرۀ خود حياً و ميتاً به جاى آوردم، امروز از طرف «سلطان حسين» جار كشيدند كه حجاج مىتوانند از تاريخ بيست و دوم به بعد براى «مدينۀ منوره» از طريق «رٰابُغْ» و «غاير» حركت و از راه «يَنْبُع» به «جده» مراجعت كنند، حملهدارها غالباً ناراضى بودند و مىگفتند رفتن و برگشتن از طريق «جده» و «يَنْبُع» آسانتر و ارزانتر بود، و سلطان براى اينكه تمام قبائل و عشاير بينالحرمين را از حجاج منتفع و از خود خوشنود نمايد، اين طريقه را اتخاذ نمود.
امروز چهارشنبه هفدهم ذىالحجه مطابق «دهم سنبله»، بعضى ديدنهاى لازمه از آشنايان بين راه كرديم و عموماً بعضى نشريات راجع به اغتشاش «بينالحرمين» و عدم تمكين قبايل عرب از «سلطان حسين» نقل مىشد، امروز و امشب را هم به زندگانى مسافرتى و زوارى گذرانيديم.
روز عيد غدير
پنجشنبه هيجدهم ذىالحجه «يوم الغدير»، مطابق «يازدهم سنبله»، مثل ديشب و امروزى ما در «ايران» عيد مىگيريم، و رسومات و آدابى بجا مىآوريم لكن اينجا هيچ اثرى و خبرى از عيد نبود.
امروز بعضى از رفقا رفتند به ميقاتگاه براى بجا آوردن عمرۀ مفرده، لكن من به واسطۀ عجز از سوارى نتوانستم موفق شوم، زيرا كه هنوز ضعف و ناتوانى كه در نتيجۀ ناخوشىهاى دريا عارض شده بود برطرف نشده، و همهروزه تحت معاينه و معالجۀ طبيب بودم، طبيب من حكيمى بود معروف به «محيىالدين» كه پيرمردى هفتادساله و اصلاً «هندى» است، لكن چهل سال است كه مجاورت «بيتاللّٰه» اختيار كرده، مشارٌاليه اهل