156محمّدحسين» خواهد بود، واقعاً شب خوشى داشتيم و تا ساعت پنج و شش از شب در حركت بوديم، از كثرت چادرها و خيام غالباً راه را گم مىكرديم و از ناحيۀ خودمان پرت مىشديم.
در اين صحرا و دامنۀ وسيع، به هر طرف كه شخص نگاه مىكرد چادر بود و چراغ، هوا هم امشب و چند شب پيش بىنهايت لطيف بود، عموماً براى خوابيدن محتاج به لحاف و روپوش بوديم، آب «قنات زبيده» را كه در غايت عذوبت و گوارائى است، در شربهها 1 جلو نسيم مىگذاشتيم، و مثل آب چشمههاى كوهستانهاى مملكت خودمان خنك و سرد مىشد، و آن خطراتى را كه از وقوف در «منى و عرفات و مشعر» قبلاً شنيده بوديم، از گرماى شديد و عفونت هوا و تلفات حجاج، بحمداللّٰه امسال هيچ وجود نداشت، و حتى يك نفر هم نشنيديم تلف شده باشد.
دكانهاى مِنىٰ
امروز جمعه دوازدهم ذىالحجه مطابق «پنجم سنبله»، صبح پس از رمى جمرات ثلاثه، قدرى به ديد و بازديد و تجسس از حال آشنايان سفر برگزار كرده، و قدرى به تماشاى دكاكين «منى» رفتيم، اين دكاكين دو قسم است:
يك قسم عبارت است از چادرهاى كوچك بسيارى كه كسبۀ «مكه» در اين ايام اينجا آورده، و در صحرا در رديف دو خط مستطيل زدهاند، و ميان اين دو رديف چادر يك خيابان عريض درست شده است، كه حجاج در آن گردش و عبور مىكنند و جميع مايحتاج را، از ميوهجات و اطعمه و