151نهايت خستگى و فرسودگى و ناتوانى براه افتاديم، و اول غروب به «مكۀ معظمه» وارد شديم.
رفيق و همسفرما «آقا سيد ابوطالب ماهوتچى» كهدر«كراچى» از ما جدا شد، و با «كشتى همايون» حركت كرد قبل از ما به «مكه» رسيده و منزلى گرفته منتظر ما بود، در همان منزل وارد شده فوراً نماز خوانده خوابيديم.
عبدالرحمان مطوف
امروز صبح شنبه ششم ذىالحجه مطابق «سىام اسد»، «عبدالرحمان مطوف» كه در «مكه» معروف به تشيع، و امورات حجاج شيعه به او سپرده است، يك نفر از خدام حرم را، براى تعليم و راهنمائى به منزل ما فرستاد و رفقا عازم حركت شدند، من هم با آن همه سوابق كسالت و مرض، و با آن كه از «جدّه» تا «مكّه» هم تب سوزان داشتم، چون امروز حال خود را خوب ديدم و به شكرانۀ وصول به «مكۀ معظمه» مسرت و فرح فوقالعاده داشتم، و چون تخلف از رفقا را در بهجاآوردن اعمال مايۀ زحمت دانستم، از جاى برخاسته يك سره رفتيم به كنار «بركۀ ابوطالب»، و در بركه يعنى استخرى كه آن را با چاه توسط گاوها پر مىكنند تنظيف و غسل نموده، جامههاى احرام را تطهير و تجديد كرديم، و به زيارت حرم مطهر و اجراى اعمال عمرۀ تمتع روانه شديم، و پس از هفت بار طواف خانۀ «كعبه»، و دو ركعت نماز طواف در «مقام ابراهيم»، و هفتبار سعى بين «صفا» و «مروه» در كنار دكانى نشسته، به ناخن گرفتن و شارب زدن تقصير كرديم، و نسبت به بيست و چهار چيز كه بر خود حرام كرده بوديم جز سر تراشيدن، مُحلّ شديم. سپس طواف نساء 1 را با دو ركعت نماز آن بجا آورده بعد از