198بود دشمن در اسارت، اين تو بودى هر زمان
طرح ويرانى او در اين اسارت ريخته
مثل مولا منطقت با اصل قرآن همصدا
مثل زهرا از سراپايت نجابت ريخته
در دفاع از حقيقت گامهاى محكمت
بر رخ اهل ستم گرد حقارت ريخته
كيست تا اين را نداند، رأس خونين حسين
با نگاهش در تو شور استقامت ريخته
گشت شيرين با حسينت هر چه تلخى مىرسيد
دست او بركام جانت اين حلاوت ريخته
بر كتاب عمر ننگين يزيد و آل او
خطبهى روشنگرت رنگ ضلالت ريخته
مىرسد از كاروان در اسارت اين به گوش
عشق آمد در سخن اى عاشقان اينك خموش
بند (4)
آن كه شد احيا از او فرهنگ عاشورا تويى
دختر خورشيد و گل، بانوى ارزشها تويى
كن تلاوت آيه آيه سورههاى عشق را
نهضت كرب وبلا، پيغمبرش تنها تويى
كربلا درياست، دريا در بر مردابها
روح ناآرام و سرگردان اين دريا تويى