178
بيا اى گل به امداد دلم رس
به اين ويران، غم آباد دلم رس
منم تنها در اين صحراى ماتم
بيا مادر بهفرياد دلم رس
بهجز ماتم ندارد محفل من
خزان اينجا شد اى دل حاصل من
در اين شام غم انگيز غريبى
بسوزد خيمهها مثل دل من