329حديث آورده است. 1شايد نكتۀ مطلب اين باشد كه اين امر مهم و اساسى اسلام را بايد كسى در ميان جمع مسلمين و مشركين اعلام كند كه لحظهاى شرك نورزيده است تا در نفوس تأثير بيشترى بگذارد و آن كس جز پيامبر يا على عليهما السلام نيست،همانگونه كه روايات فريقين گواهى مىدهد.
4-برائت،سياست اصولى اسلام
در هر حال،«اعلان برائت»يكى از وقايع مهم عصر رسالت،در اواخر عمر شريف پيامبر صلى الله عليه و آله بود.بدينوسيله دولت اسلامى تثبيت شد و دعوت جهانى اسلام نيز آغاز گرديد و پيامها و پيكهاى آن حضرت به سران دولتها و ملل گسيل شدند.اين وقايع چهارچوب سياست اسلامى و خط مشى مسلمانان را در رابطه با مشركان و منافقان و توطئه پردازان براى هميشۀ تاريخ مشخص مىكرد و براى استقرار نظام اسلامى بايد به عنوان يك دستورالعمل اصولى تلقّى گردد.
بدين ترتيب بنيانگذار اعلام برائت،شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله است و سيرۀ نبوى براى امت سرمشق جاودانى است (لَقَدْ كٰانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ). 2
توحيد ابراهيمى و نظام مقدّس اسلامى جز با برائت قوام نخواهد گرفت؛زيرا برائت جنبۀ منفى توحيد و ولايت است و ايندو از يكديگر قابل تفكيك نيستند.
دكتر محمد حسين هيكل در كتاب خود«حيات محمد صلى الله عليه و آله»پس از طرح مسألۀ برائت و اعلام آن بهوسيلۀ على بن ابىطالب عليه السلام مىنويسد:
«از آنروز بود كه پايه و اساس دولت اسلامى استقرار يافت.اساس معنوى يك دولت نوپا كه آيات برائت بر آن تكيه مىكند و على عليه السلام تنها به خواندن آن در موسم بسنده نكرد بلكه آن آيات را بهطور مكرر براى مردم در هر كجا كه بودند تلاوت مىنمود.»