267ساكنين اين وادى از تشنگى هراسى نداشته باش؛زيرا اين چشمهاى است كه ميهمانان خدا از آن خواهند نوشيد.» 1
همچنين فاكهى چند روايت ديگر نيز آورده كه به ضربت شهپرِ جبرئيل در جوشش زمزم اشاره دارد:
از جمله:به اسناد خود از حارثه بن مضر از على بن ابىطالب عليه السلام روايت نسبتاً مفصلى در اين واقعه نقل كرده كه از اثر انگشت جبرئيل بر زمين و بيرون شدن آب زمزم سخن مىگويد؛بخشى از عبارت اين است:
«ثمّ خطّ بإصبعه في الأرض ثمّ طولها فإذا الماء ينبع وهي زمزم...»
«آنگاه كه جبرئيل به صورت مردى ظاهر شد..و با انگشت خود در زمين خطى كشيد و آن را امتداد داد،ناگهان آب فوران زد و اين همان زمزم است...»
سپس جبرئيل به هاجر گفت:بچهات را صدا بزن.او را به زبان عبرى صدا زد، اسماعيل دوان دوان آمد و چيزى نمانده بود كه از تشنگى بميرد،هاجر تكّۀ نان خشگى را كه داشت آب زد و جبرئيل به او گفت:اين آب گوارا است و بالا رفت.آنگاه كه ابراهيم آمد از آنان پرسيد،پس از من چه كسى نزد شما آمد؟ هاجر پاسخ داد:مردى نيكوكار از مردم،و جريان را شرح داد.ابراهيم گفت:همانا اين شخص جبرئيل عليه السلام بوده است. 2
6-گفتار ياقوت حموى
ياقوت حموى در معجم،ذيل واژۀ«زمزم»شرحى دارد؛از جمله دربارۀ جوشيدن آب زمزم،به وجه ديگرى اشاره كرده و آن جوشيدن آب از زير گونۀ اسماعيل در زمين بوده است.