266
3-روايت ازرقى
همين روايت را ازرقى از سعيد،او هم از ابن عباس،با اندك اختلاف نقل كرده و در خصوص جوشيدن آب زمزم اينگونه مىنگارد:
«فخرج لها جبرئيل عليه السلام فاتّبعته حتّى ضرب برجله مكان البئر فظهر ماءً فوق الأرض حين فحص جبرئيل...» 1
«جبرئيل نزد هاجر حاضر شد و هاجر به دنبال او روان گرديد تا آنجا كه پاى در محل چاه بر زمين زد كه دنبال آن در سطح زمين،همانجا كه جبرئيل پا نهاده بود،آب نمودار شد.»
چنانكه مىبينيم سند و مدلول اين دسته روايات تقريباً يكى است.
4-روايت فاكهى
يكى ديگر از تاريخ نگاران مكّه فاكهى است كه ضمن نقل رواياتِ بابِ زمزم، روايت ديگرى را از سعيد بن مسيب نقل مىكند كه در ضمن آن آمده است:
«فأنزل اللّٰه تبارك وتعالى على أمّ إسماعيل ملكاً منَ السماء فأمرها فصرخت به فاستجاب لها فطار الملك وضرب بجناحه مكان زمزم وقال اشربا...» 2
«خداى متعال بر مادر اسماعيل فرشتهاى از آسمان فرو فرستاد و هاجر از او يارى طلبيد و خواستهاش به اجابت رسيد،پس فرشته پر گشود و با شهپر خود بر محل زمزم ضربتى زد و گفت:بنوشيد و آنگاه آب جارى شد.»
فاكهى از طريق و سند ديگر،همين روايت را به سعيد بن جبير و از وى به ابن عباس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مستند ساخته و در آن افزوده است كه:«آن فرشته به هاجر گفت:بر