265بال وى بوده است چنانكه برخى ديگر از اثر پاى اسماعيل سخن گفته است.
عمدۀ اين روايات مستند به روايتى است كه سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مىكند.
پارهاى از اين روايات عبارتند از:
1-روايت بخارى:
*در صحيح بخارى از سعيد بن جبير از ابن عباس تفصيل واقعه را آورده و از جمله مىگويد:
«...فاذا هى بصوت فقال:أغِثْ إنْ كان عندك خير،فإذا جبرئيل قال:فقال:
بعقبه هكذا،و غمز عقبه على الأرض،قال:فانبثق الماء...» 1
«ناگاه هاجر صدايى شنيد و گفت:اگر مىتوانى كمكى بكنى به فرياد من برس،ناگاه جبرئيل آمد و پاشنۀ پاى خود بر زمين كشيد،كه در پى آن آب فوران زد.»
و در روايت ديگر:«اوْقال بجناحه» 2؛«يا با بال خود زد و آب جوشيدن گرفت.»
2-روايت ابن كثير
ابن كثير نيز در تاريخ خود همين روايت را از سعيد بن جبير و او از ابن عباس نقل كرده،البته با اندك اختلاف؛از جمله اينكه گويد:
«فإذا هي بالملك عند موضع زمزم فبحث بعقبه أو قال:بجناحه حتّى ظهر الماء». 3
«ناگاه فرشتهاى را نزد زمزم ديد كه پاشنۀ پا بر زمين ساييد،يا بال خود بر زمين كشيد كه بهدنبال آن آب جوشيد.»