235ابن عباس گويد:نخستين كسى كه ميان صفا و مروه دويد مادر اسماعيل بود. 1و به دنبال هفت مرتبه آمد و شد هاجر بين صفا و مروه،سعى سنّت شد 2و اولين بار ابراهيم خليل همراه با فرزندش اسماعيل اين سنّت الهى را انجام دادند. 3
بدنبال ابراهيم،پيامبران ديگر نيز،پس از انجام طواف و خواندن نماز در پشت مقام، به مسعى آمده،سعى صفا و مروه مىكردند:
مجاهد گفته است:موسى براى انجام حج به مكه آمده،گرد خانۀ خدا طواف كرد و سپس هنگامى كه مشغول سعى ميان صفا و مروه بود از آسمان آواى سروشى را شنيد كه مىگفت:اى بندۀ من،من همراه توام،و موسى به سجده درافتاد... 4
رفته رفته با سيطرۀ بتپرستى بر حجاز و نفوذ افكار جاهلى در ميان مردم،سعى صفا و مروه نيز حالت اصلى خود را از دست داد.در اين باره داستان زير نقل شده است:
«ابومنذر هشام بن محمد نيز به نقل از ابن عباس ماجرا را اينگونه آورده است:«اساف پسر يَعْلى»و«نائله دختر زيد»مرد و زنى از قبيلۀ جُرْهم بودند كه در سرزمين يمن زندگى مىكردند،آنان عاشق يكديگر شده،به قصد حج به مكه آمدند،آن گاه داخل مكه شده و آنجا را خالى از مردم يافته،به گناه آلوده شدند و خداوند آنان را مسخ نمود. 5
و نيز ازرقى در كتاب اخبار مكّه آورده است:
«آن دو به صورت سنگ مسخ شدند.نام مرد اساف بود و نام زن نائله،آن دو مجسمه را از كعبه بيرون آوردند،يكى را در كوه صفا و ديگرى را در كوه مروه نهادند و منظور اصلى آن بود كه مردم عبرت بگيرند.اين دو