234وقتى خداى-عزّوجلّ-محل خانه و حدود حرم را به ابراهيم نشان داد،وى بيرون آمد و جبرئيل نيز با او بود،به هر دهكدهاى كه رسيدند مىپرسيد«اينجاست»و جبرئيل مىگفت«برويم»تا به مكه رسيدند كه خارستانى بود و مردمى به نام عماليق در بيرون مكه و اطراف آن،به جاى خانه مقر داشتند.يك بلندى سرخرنگ خاكى بود،ابراهيم به جبرئيل گفت:«اينجا بايد بگذارمشان»؟ جبرئيل گفت:«بله»و آنها را به محل حجر جاى داد و در آنجا فرود آورد و به هاجر،مادر اسماعيل،گفت كه سايبانى بسازد و گفت «خدايا! من نسل خويش را به درهاى بى كشت،به نزديك بيتالحرام تو نهادم».آنگاه پيش كسان خود به شام بازگشت و آنها را نزديك خانه به جا گذاشت. 1
آنگاه كه چشمۀ زمزم جوشيد،جبرئيل به هاجر گفت:بر مردم اين ديار از تشنگى بيم مدار كه اين چشمه براى نوشيدن مهمانان خداست و نيز گفت:«زود باشد كه پدر اين طفل بيايد و براى خدا،خانهاى بسازند»و محل خانه را نشان داد. 2
ابراهيم عليه السلام با پشت سر نهادن فراز و نشيبهاى بسيار،از طرف خداوند فرمان يافت تا خانۀ توحيد را بنا كند و توحيديان را براى حجگزارى فراخواند وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ . 3آنگاه جبرئيل از طرف خداوند چگونگى اعمال حج را به ابراهيم عليه السلام آموخت.
محمد بن اسحاق مىگويد:چون ابراهيم خليلالرحمان از ساختن بيتاللّٰه الحرام آسوده شد،جبرئيل پيش او آمد و گفت:هفت بار بر كعبه طواف كن و او همراه اسماعيل هفت دور طواف كرد و در هر دور طواف،آن دو به تمام گوشههاى كعبه دست مىكشيدند و چون طواف پايان يافت هر دو پشت مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزاردند، در اين هنگام جبرئيل همراه او برخاست و تمام اعمال حج را از سعى ميان صفا و مروه، منا،مشعر و عرفات را به او آموخت... 4