218گفتند:او مىخواست با شما روى فرش بنشيند،كه ديگران مانع شدند!.
عبدالمطلب گفت:بگذاريد بيايد و مانع او نشويد،اميد دارم كه او آنچنان بزرگى و شرافت يابد كه هيچ عربى بدان حد نرسد. 1
ابو طالب در حجر اسماعيل
ابوطالب از چهرههاى درخشان و همچون فرزندش (على عليه السلام) مظلوم تاريخ است.
او به هنگام تنهايى و بىكسى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله،يار و مدافع او و آيين وى بود و سيل تهمتها و دشنامها را از آن روز تا به امروز تحمّل كرده است.
حضرت امام باقر عليه السلام فرموده است كه«ابو طالب در حال اسلام و ايمان از دنيا رفت و سرودۀ او در ديوان شعرش دلالت بر ايمان وى دارد.همچنين سرپرستى و سپس يارى او از پيامبر و ابراز محبت نسبت به او و دشمنى با دشمنان و دوستى با دوستدارانش وتصديق و اقرار به آنچه كه از جانب خدايش بصورت وحى بر او نازل شد و فرمان به اسلام آوردن دو فرزندش على وجعفر و ايمان آوردن ايشان به آنچه كه وى مردم را بدان فرا مىخواند و اقرار به اين كه او بهترين مردم است و مردم را به حق و راه و روش مستقيم فرا مىخواند و اين كه او پيامبر از جانب پروردگار جهانيان است و...همه،دلالت بركمال ايمان ابوطالب دارند 2.
الف-رؤياهاى صادق ابوطالب در حجر اسماعيل
ابن شهراشوب به نقل از كتاب«مولد اميرالمؤمنين»از ابن بابويه آورده است كه:
ابوطالب در حجر به خواب رفته بود،در عالم رؤيا مىبيند كه درى از آسمان به روى او گشوده شد و از آن نورى نازل گرديد و وجود او را فرا گرفت.ابوطالب از خواب بيدار شد و جهت تعبير آن،نزد راهب جُحفه رفت و آنچه را كه ديده بود بازگو نمود،راهب پس از شنيدن آن،اين اشعار را گفت: