201داشته است.
مىگويند آن جا محلى است كه آدم عليه السلام ايستاد و از خداوند طلب مغفرت كرد و توبه نمود و خداوند توبهاش را پذيرفت.
2-سپس اين سنگ از جايگاه اوليهاش به محل كنونى منتقل شد.
3-اين سنگ بر اثر تماس دستها و بوسيدن مردم،آثار اوليۀ خود را از دست داده و لذا در عهد مهدى عباسى اطراف آن را با فلز طلا پوشاندند و در سالهاى بعد نيز بدين ترتيب از آن حفاظت كردند.
4-سپس براى آن سنگ قبهاى ساخته شد كه در ارتفاع خاص آن سنگ قرار گرفت.
5-در قرن ششم،در نزديكى آن مصلايى بنا گرديد كه اين نمازگاه به مقام ابراهيم شهرت يافت.
بدين ترتيب،فقهايى كه تاريخ زندگىشان به قبل از تاريخ بناى مصلا بازمىگردد، چنين تعبير مىآورند:نماز پشت مقام يا نزد مقام خوانده شود و هركدام تعبير به «فى مقام»كردهاند،مقصودشان همان نمازگاه پشت مقام يا نزد آن بوده است؛همانگونه كه در گفتار مرحوم نراقى ديديم.
بنابراين،فقهايى كه تاريخ حياتشان از قرن ششم بهبعد است؛مانند محقّق حلّى، صاحبشرايع (متوفاى سال 676) و علامۀ حلّى،صاحب قواعد (متوفاى 726) به «فيالمقام»تعبر كردهاند و مقصودشان همان مصلايى است پشت مقام يعنى سنگ مخصوص قرار گرفته است؛يعنى نماز در اين مصلا بايد خوانده شود.
از جمله كسانى كه به اين نكته اشاره كردهاند،شهيد ثانى است در مسالك كه عبارت شرايع را توضيح داده و مىگويد:اصل مقام همان سنگ مرتفعى است كه ابراهيم عليه السلام هنگام بناى كعبه بر آن مىايستاد و اثر پاى او در آن بهجاى مانده است.اين سنگ در زمان ابراهيم به كعبه چسبيده بوده،محاذى همان نقطهاى كه امروز قرار دارد.بعداً مردم اين سنگ را به محل كنونى منتقل و تغيير مكان دادند و چون پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مبعوث به رسالت شد،آن را به همان محلى كه در زمان ابراهيم قرار داشت برگرداندند و بدين منوال بود تا آن حضرت رحلت نمودند و در عهد خليفۀ اوّل و قسمتى از دوران خليفۀ دوم به همان