192مشاعر و مناسك،فراتر از آن چيزى است كه در بدو امر جلب نظر مىكند؛از اينرو خداوند حج را مشتمل بر«آيات بينات»خوانده است: فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهِيمَ ... 1از جملۀ اين آيات روشن و روشنگر،مقام ابراهيم است كه تخصيص به ذكر داده شده.مقام هرچند بهظاهر بيش از قطعهسنگى نيست كه اثر پاى انسانى بر آن نقش بسته است،امّا از نظر تاريخى اين سنگ ويژگى خاص دارد و از آن مهمتر بُعد معنوى آن است كه با اين آيات نمادين تبيين مىگردد.
نقطۀ آغازينِ مقام،چنانكه در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده،بدينگونه است:«هنگامى كه خداوند به ابراهيم وحى كرد اعلام حج كند،سنگى را كه جاى پاى ابراهيم بر آن است،گرفت و در كنار خانۀ كعبه،درست مقابل موضع كنونى مقام نهاد و بر آن ايستاد و با صداى بلند فرمان الهى را اعلام نمود و همينكه ابراهيم لب به سخن گشود،آن سنگ تحمل وى را نداشت و دو پاى او در آن فرورفت.سپس ابراهيم پاى خود را به سختى از آن سنگ بيرون كشيد.با مرور زمان،وقتى ازدحام مردم موجب مشقت و زحمت زائران بيت شد،آن سنگ را از جاى پيشين به محل كنونى (با فاصلۀ 26 ذراع و نيم،تقريباً سيزده متر،از خانه كعبه) منتقل كردند تا مطاف براى زائران خلوت شود و بدينگونه بود تا خداوند حضرت محمد صلى الله عليه و آله را به رسالت برانگيخت و آن حضرت مقام را به همان محلى برگرداند كه ابراهيم نهاده بود و بدينگونه بود تا پيامبر رحلت نمود و در زمان ابوبكر و اوايل خلافت عمر نيز بدين منوال بود تا اينكه عمر دستور داد به جهت ازدحام زائران مقام بهجاى قبلى برگردانده شود...». 2
از برخى روايات استفاده مىشود كه مقام ابراهيم عليه السلام از سنگهاى بهشتى است؛ مانند«حجرالأسود»و«حَجَر بنىاسرائيل» 3و در برخى روايات آمده است كه چون