64اختلافات ظاهرى را نيز برانداخت.همه با يك شكل و لباس و با يكنوع عمل و همسو و همسان،خاضع در برابر خدا و در يك فرم،بايد به انجام مناسك بپردازند.
شيوهاى كه اسلام براى حجگزارى انتخاب كرده،شيوۀ قشر ممتاز و حتّى متوسط نيست.شيوۀ قشر محروم و زى كسانى است كه به خوارى كشانده شدهاند،اما اكنون همه اين شيوه را در برابر خدا و در جهت تجرد از تعلقات و گسستن وابستگيها به خود گرفتهاند تا ضمن بيرون آمدن از امتيازطلبى و روح تبعيض،درد جانكاه محرومان و ستمديدگان و به ذلّت كشانيدهشدگان را لمس كنند.
و نيز در حج اسلام،حاكميتِ روح برادرى و برابرى،هر نوع انحصارطلبى را منتفى ساخته است و به كسى اجازه نمىدهد كه خانه خدا و قداست آن را به خود اختصاص دهد و آن را وسيلۀ تفاخر و سوء استفاده از احساسات پاك مذهبى مردمى قرار دهد كه انجام مناسك حج را بر خود فرض مىدانند.و هيچ گروهى به عنوان واليان و متوليان و خادمان كعبه،نمىتوانند اين خانۀ خدا و مثابۀ ناس را در انحصار خويش درآورند و اهداف و مطامع هيچ كس و هيچ گروهى نمىتواند تعيين كنندۀ شيوۀ برگزارى حج و بهرهگيرى از ثمرات حياتبخش آن باشد.
در تفكر توحيدى اسلام،صاحب اين خانه خدا است و جز او صاحبخانهاى ندارد.
آنان كه ميزبان حاجيانند و خود را خانهدار و نگهبان خانۀ خدا مىدانند،شرافتى جز خدمت بىريا در جهت رضاى خدا،ندارند.
از سوى ديگر،حج اسلام گرچه در كنار اسرار و آثار معنوى،يك سلسله منافع سياسى و اقتصادى در جهت بهبود وضع عمومى مسلمانان جهان دربر دارد،اما هرگز بر محور منافع مادى و اقتصادى استوار نيست و با هيچ مصلحت مادى و انتفاعى نمىتوان مراسم و مناسك حج را از آنچه كه خدا فرمان داده و آدم و ابراهيم و رسول خدا صلى الله عليه و آله انجام دادهاند تغيير داد و حج را در مصلحت فرد و يا گروهى خاص قرار داد.
هيچ قدرتى نمىتواند براى رسيدن به منافع و مطامع شخصى يا گروهى،در حج اسلام و حج ابراهيمى و حج محمدى،تغييرى دهد و چيزى بر آن اضافه و يا جزئى و حقيقتى را از آن حذف نمايد؛زيرا حج اسلام،آهنگ حركت فطرت به سوى اللّٰه و سير در