43بارى،چون به ميقات رسد،لباس خود را در آورد در ظاهر و ثوب احرام بپوشد و در باطن قصدش اين باشد كه از خودش خلع كرده لباس معصيت وكفر و ريا ونفاق را و پوشيده ثوب طاعت و بندگى را و همچنين ملتفت باشد همچنانكه در دنيا خداى خود را بغير ثوبِ زىّ خود و عادت خود غبار آلوده،سر برهنه و پا برهنه ملاقات مىكند، همچنين بعد از مردن خواهد ملاقات كرد عمال خداى خود را به كمال ذل وانكسار و عريان.پس درحال تنظيف،بايد قصدش تنظيف روح باشد از شرك معاصى و به قصد احرام هم عقد توبه صحيح ببندد؛يعنى حرام كند بر خود به عزم و ارادۀ صادقه كلّ چيزهايى را كه خداوند عالم حرام نمود بر او كه ديگر بعد از مراجعت ازمكه معظمه پيرامون معاصى نگردد و در حين لبيك گفتن بايد ملتفت باشد كه اين اجابت ندايى است كه به اين متوجه شده.
اولاً: قاصد باشد كه قبول كردم كلّ طاعتى كه از براى خداوند متعال است.
و ثانياً: مردد باشد كه اين عمل از او قبول خواهد شد يا نه.قضيه سيد الساجدين-سلام اللّٰه عليه-را به نظر بياورد كه در احرام نمىتوانستند لبيك بگويند،غش مىكردند و از راحلۀ خود مىافتادند.سؤال مىشد،جواب مىفرمودند:مىترسم خداوند بفرمايد:«لا لبيك»و هم به نظر بياورد ازاين كيفيت يومِ محشر را كه تمام مردم به اين شكل از قبر خود بيرون مىآيند،لخت و عورند وسربرهنه و ازدحام آورنده.بعضى در زمرۀ مقتولين و برخى در نمرۀ مردودين.بعضى متنعم بعضى معذب و بعضى متحير در امر بعد ازآن كه جميعاً در ورطۀ اولى متردد بودند.چون داخل حرم شود بايد حالش حال رجاء و امن باشد از سخط و غضب الهى؛مثل حال مقصرى كه به بستخانه 1رسيده باشد.
به مفاد آيه شريفۀ وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً جاى زيادى رجاء و اميدوارى همين جاست؛چه اين كه شرف بيت عظيم است و صاحب آن به راجى خود كريم.جا دارد توسعه رحمت؛زيرا كه تو در آنجا ميهمان خاص اكرم الاكرمين هستى.او پى بهانه مىگشت كه تو را يكمرتبه در عمرت به خانه خود دعوت كرده باشد (اگرچه هميشه