352شاهد باشيدكه متعلّق به جعفربن محمّد عليهما السلام است.معلّىبن خُنيس به شهادت رسيد و امام صادق عليه السلام وقتى آگاهىيافت بسيار ناراحت شد و تا صبح در مسجد بود و در آخر شب داود را نفرين كرد و هنوز سر از سجده بر نداشته بود كه صداى فرياد و ضجّه بلند شد كه مردم مىگفتند:داود بن على مُرد. 1
8- محمّد بن على بن نُعمان بجلى كوفى معروف به«مؤمن الطاق» ؛از اصحاب امام صادق عليه السلام و متكلّمى زبردست بود.او مناظرات بسيارى در مسائل كلامى با افراد گوناگون؛ از جمله ابو حنيفه داشت. 2
9- هشامبن حكم ؛از اصحاب امام صادق عليه السلام و متكلّمى توانا بود و مباحثات و مناظرات بسيارى در مسائل كلامى؛از جمله امامت داشت.او تا سال 197 زنده بود.امام صادق عليه السلام به دليل توانايى او دستور داد كه به مباحثه و مناظره بپردازد:
«يَا هِشَامُ لاٰ تَكَادُ تَقَعُ تَلْوِي رِجْلَيْكَ إِذَا هَمَمْتَ بِالْأَرْضِ طِرْتَ مِثْلُكَ فَلْيُكَلِّمِ النَّاسَ فَاتَّقِ الزَّلَّةَ وَ الشَّفَاعَةُ مِنْ وَرَائِهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ». 3
10- مُفَضَّل بن عمر ؛از اصحاب امام صادق عليه السلام بود كه رسالۀ وى دربارۀ توحيد، موجود و معروف است.مفضّلبن عمر روزى در مسجد النبى نشسته بود كه ابن ابى العوجاء-مادّى معروف-آمد و با يكى از همفكران خود به گفتگو پرداخت.اين دو نفر به نفى نبوت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله پرداختند و در آخر،ابن ابى العوجاء گفت به نظر من اساساً خدايى نيست و طبيعت قائم به ذات است...! مفضل بن عمر برآشفت و به آنها گفت:اى دشمنان خدا،چه مىگوييد؟ ابن ابى العوجاء كه مفضل را نمىشناخت گفت:تو كيستى؟ اگر متكلّمى بيا روى اصول و مبانى كلامى بحثكنيم،اگر سخن درستى بگويى مىپذيريم و اگر اهل كلام نيستى با تو سخنى نداريم.اگر هم از اصحاب امام صادق عليه السلام هستى كه او هرگز برآشفته و غضبناك نمىشود.او چنان به سخنان ما گوش مىدهد كه مىپنداريم سخن ما را پذيرفته است امّا بعد از اتمام كلام ما آنچنان حرفهاى ما را ابطال مىكند كه