333
تعالى يَنْظُر إلَىَّ مِنْه برحمة فأفوز بها عنده غداً...»؛ «افلح،واى برتو! چرا گريه نكنم،شايد به خاطر همين گريه،خداوند مرا مورد رحمت قرار دهد و فرداى قيامت رستگار شوم.»
سپس امام طواف كرد و كنار مقام ابراهيم آمد تا نماز بگزارد.هنگامى كه سر از سجده برداشت محل سجود او از شدت گريه خيس شده بود.» 1
پنجمين ستارۀ پرفروز آسمان ولايت خطاب به جابر بن يزيد جعفى فرمود:
«جابر! به خدا سوگند شب را با حزن و نگرانى صبح نمودم.اندوه من به خاطر آخرت است..اين خانه آخرت است كه زنده است و سزاوار نيست كه انسان مؤمن به زينتهاى فريبندۀ دنيا دل بربندد و آرامش خود را در آنها جستجو كند.بدان كه دنيا گرايان مردمانى غافل،فريب خورده و نادان هستند و آخرت گرايان افرادى باايمان....» 2
بىشك اين صفاى درونى و محبت فراوان امام به پروردگار عالم و دورى از ظواهر فريبندۀ دنيا براى راهجويان سعادت،راهگشا است.
سيرۀ اجتماعى
برخورد امام باقر عليه السلام با مردم،نسخۀ احياى پيوند و صميميّت ميان امت اسلامى است.آن حضرت بر همنشينى و ديدار با مردم اصرار داشت و با رويى گشاده از ايشان استقبال مىكرد.
يكى از نزديكان امام مىگويد:«هرگاه دوستان و برادران آن امام به حضورش مىآمدند،از خانۀ آن بزرگوار بيرون نمىرفتند مگر اينكه با غذاهاى خوب ايشان را پذيرايى مىكرد و لباسهاى نفيس به آنان هديه مىداد و مىفرمود:
«ما حَسَنة الدّنيا إلّا صِلَةالإخوان وَالمعارف»؛ «نيكى دنيا چيزى نيست جز هديه دادن به برادران و دوستان.» 3
يكى از دوستان امام به نام ابىعبيده مىگويد:«در سفر،رفيق و همراه امام باقر عليه السلام