327الحسين عليهما السلام) زيرا او از خاندانى است كه همۀ مردم آرزو دارند از آن خاندان باشند ولى او هرگز تمايل ندارد كه به خاندانى جز خاندان خويش بپيوندد و منتسب باشد. 1
حماسۀ فرزدق و عظمت امام سجّاد
يكى از بارزترين نشانههاى شخصيّت اجتماعى امام زينالعابدين عليه السلام قصيدۀ معروف فرزدق (م 110 ه.ق.) است.
فرزدق اين قصيده را در منظر انبوه حجگزارانى كه از جاى جاى خطۀ اسلام گرد آمده بودند و همچنين در برابر چشمان خشم آلود هشام بن عبدالملك،در مدح و ستايش امام سجاد عليه السلام سرود.
ستايشفرزدق از علىبنالحسين عليهما السلام در آن وضعيت و در آن محيط كه بزرگترين كنگرۀ اسلامى و مهمترين پايگاه دينى به شمار مىآمد،ستايشى ساده و بىپيامد نبود؛زيرا مدح على عليه السلام و خاندان وى در ذهن مردم ارتباطى ناگسستنى با رد و طرد غاصبان خلافت داشت.
فرزدق زمانى شعر خود را باطنين گرمش انشا كرد كه هشام با تكبّر و غرور در حلقۀ ياران و هوادارانش گام در خانۀ خدا نهاده بود تا طواف كند.
حج گزاران انبوه بودند و بى توجّه به حضور هشام!
هشام خواست استلام حجر كند امّا ازدحام جمعيت مانع شد و او با ناكامى به كنارى رفت و با همراهانش به نظارۀ طواف كنندگان خانۀ خدا نشست.
در اين هنگام شخصى با جامهها و هيئتى مردمى امّا با چهرهاى جذّاب و هيبتى معنوى به جمع طواف گزاران پيوست و چون به حجر نزديك شد و خواست حجر را استلام كند،مردم احترامش كردند،راه گشودند و او به آسانى استلام حجر كرد.
همراهان هشام با ديدن آن منظره به شگفت آمدند و از هشام پرسيدند:آن شخصى كه مردم برايش راه گشودند و احترامش كردند كيست؟