317همگى بسيج شدند و به تمام شهرها و روستاهاى اطراف مدينه كه در آنها،انصار زندگى مىكردند،رفتند و خبر شهادت آن حضرت را با حزن و اندوه اعلان كردند.به مجرد شنيدن خبر رحلت آن بزرگوار،زن و مرد،كوچك و بزرگ همگى در تشييع جنازه شركت نمودند،بهطورى كه بر اثر كثرت جمعيت در ميان بقيع،اگر سوزن به روى زمين مىافتاد به زمين نمىرسيد. 1
*مردم مكّه و مدينه
ابن ابىنجيح مىگويد:«در مكّۀ معظّمه و مدينۀ منوره يك هفته عزاى عمومى بود و همۀ مردم؛اعمّ از زنان،مردان و فرزندان خردسال،در فقدان آن حضرت اشك مىريختند.» 2
*مردم بصره
ابوالحسن مدائنى مىنويسد:عبداللّٰهبن سلمه جهت رساندن خبر رحلت جانگداز امام مجتبى عليه السلام براى زيادبن ابيه 3وارد بصره شد،كه به محض پخش خبر شهادت آن حضرت،آه و نالۀ مردم بلند شد.ابوبكره برادر زياد مريض بود،چون صداى گريه مردم را شنيد از همسرش مَيسَه بنت شحام پرسيد:چه خبر شده؟ وى با بىپروايى گفت:«حسنبن على درگذشت و مردم از دست او آسوده شدند!»
ابوبكره با خشم و ناراحتى گفت:«ساكت باش! واى برتو! خداى سبحان او را از شرّ بسيارى آسوده كرد،وليكن مردم با فقدان او خير بسيارى را از دست دادند،خداوند حسن بن على را رحمت كند !» 4