236محدودۀ مسجد را مشخص سازد.ابوبكر برخاست و بر شتر نشست،ولى هرچه تلاش كرد شتر حركت نكرد.به ناچار ابوبكر پياده شد.پس عمر برخاست تا اين مأموريت را انجام دهد،ولى تلاش او نيز بىثمر بود و نتوانست شتر را حركت دهد.در اين هنگام، رسول خدا صلى الله عليه و آله به على فرمود:برخيز و برشتر بنشين،چون على بر پشت شتر قرار گرفت، شتر راه افتاد،محدودهاى را دور زد و سپس به جاى نخست خويش بازگشت.بدينسان محدودۀ مسجد قبا مشخص شد و رسول خدا صلى الله عليه و آله قبلۀ آن را به سمت بيتالمقدس تعيين كرد. 1
پيامبر براى ساخت اين مسجد بسيار تلاش كرد.زنى به نام شموس بنت نعمان مىگويد:هنگام ساخت مسجد قبا،پيامبر صلى الله عليه و آله را مىديدم كه سنگهاى كوچك و بزرگ را برمىداشت تا آنجا كه سنگينى سنگها پشت مباركش را خم كرد.سپيدى خاك بر بدن مباركش نمايان بود.(گاه) مردى از صحابه مىآمد و مىگفت:اى فرستادۀ خدا،پدر و مادرم فدايت باد! سنگ و خاك را به من واگذار تا به جاى تو كار كنم.پيامبر مىفرمود:
نه،تو نيز سنگ ديگرى بردار.حضرت هماره در تلاش بود تا ساختمان مسجد پايان يافت. 2
در روزهايى كه بناى خانۀ توحيد ساخته مىشد،عطر زمزمههاى روح نواز صحابه، كه بيانگر بينش الهى آنان و عشق خدايىشان بود،فضا را آكنده مىساخت و گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز با آنان همنوا مىشد.
عبداللّٰه بن رواحه،اين شعر را با آهنگى دل نواز مىخواند:«أفْلَحْ مَنْ يُعِالجُ الْمَساجِد»؛«آن كه در پى ساختن و پرداختن مساجد است رستگار است.»
پيامبر صلى الله عليه و آله با همان آهنگ،آخرين قسمت شعرش را تكرار مىكرد و مىفرمود:
«مساجداً».
سپس عبداللّٰه ادامه مىداد:«و يقرأ القرآن فيه قائماً و قاعداً»؛«آنكه پيوسته نشسته و ايستاده در مسجد قرآن مىخواند.»