208
شكنجه
روز به روز بر تعداد مسلمانان مىافزود و مشركان نگرانتر و عصبانىتر مىشدند.
بتپرستان چون از تهديد و تطميع راه به جايى نبردند،به شكنجه و آزار مسلمين پرداختند.مشركانى مثل ابوجهل،ابوسفيان،ابولهب،عاص بن وائل،وليدبن مغيره و...از هيچ تلاشى براى اذيت و آزار مسلمانان فروگذار نكردند.
رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله باصداى بلند در بين مردم مىفرمود:
«يا أيها الناس ،قولوا لا إله الا الله تفلحوا» و ابولهب به دنبال او مىدويد و به او سنگ مىانداخت و مىگفت:مردم! اين مرد دروغگو است! به او گوش ندهيد! 1
عمّار و پدرش ياسر و مادرش سميّه در زير شكنجههاى شديد مشركان قرار گرفتند.
سميه و ياسر در اثر اين آزارها به فيض شهادت رسيدند.عمّار نيز به شدت شكنجه شد اما تقيه كرد و اظهار شرك نمود و ازمرگ نجات يافت. 2
بلال حبشى را اربابش در گرماى ظهر،روى ريگهاى داغ و تفتيدۀ بيابان مىخواباند و سنگ بزرگى بر روى سينهاش مىنهاد تا وادارد كه وى دست از اسلام بردارد،اما او مقاومت مىكرد و مىگفت:«اَحَدٌ احَدٌ»؛«خدا يكى است! خدا يكى است!» 3
مشركان براى مقابله با اسلام،به روشهاى ديگرى نيز متوسل شدند؛مانند:تحريم اقتصادى،تحريم روانى و عاطفى و تحريم روابط زناشويى با مسلمانان.
بتپرستان از تهمت زدن و تبليغات روانى نيز خوددارى نكردند و رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله را با انواع القاب و عبارات ناروا؛مانند ساحر،مجنون،كذّاب و...مورد حمله قرار دادند.اما اسلام در برابر همۀ اين مخالفتها ايستاد و پيش رفت و در جان و دل انسانهاى پاك نفوذ كرد؛زيرا پيام قرآن،پيامى استوار و عقل پذير و مطابق با فطرت الهى انسان است و جامعيت و اعتدالى شايسته در احكام و قوانين دارد كه هر انسان منصفى را به خود خود