193
علوم و دانشها بر دو قسم است:
الف - دانشهايى كه در زندگى بشر،با بُعد مادى و جسمانى و دنيوى سروكار دارند و نيازهاى او را در اين زمينه برطرف مىكنند؛مانند علم پزشكى،دامپزشكى و....
ب - دانشهايى كه با بُعد معنوى و روحى و زندگى حقيقى و اخروى بشر تماس دارد و براى برطرف كردن نيازهاى او در اين بُعد تلاش مىكند.
واضح است دانشى كه ارزش بهحساب مىآيد و بلكه بالاترينِ ارزشها است،قسم دوم است و قسم اوّل اگر در خدمت قسم دوم قرار گيرد ارزش پيدا مىكند.پيامبران الهى تنها كسانى هستند كه در علوم و دانشهاى قسم دوم تخصص دارند و بلكه بنيانگذاران آن هستند و اگر پيامبران نبودند اين رشته از علوم،آموزگار نداشت و هيچكس نمىتوانست در اين مسير گام مؤثرى بردارد كه هم مؤثر باشد و هم مصون از انحراف و كجروى گردد.
2-...يُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ...
«پيامبر به امّت خود قرآن مىآموزد و آنان را با قرآن آشنا مىسازد.»
قرآن يك كتاب سطحى نيست،دريايى است بىپايان و عمقها دارد.كتابى است كه توانايى آن را دارد بشريت را در طول تاريخ تا برپا شدن قيامت اداره و رهبرى كند.اين كتاب براى همگان تا حدى قابل فهم و استفاده است و اگر آموزگارانى متخصص در تدريس و تشريح و تفسير آن نباشند و فهم آن بهخود امت واگذار گردد،استفادۀ آنان بسيار سطحى و اندك خواهد بود.
قرآن كتابى نيست كه براى يك نسل نازل شده باشد،بلكه براى همۀ نسلها با همۀ پيشرفت فكرى و علمى آنها است و از اينرو است كه مىبينيم جاذبيت و كشش قرآن جاودانهاست و هرچه زمان مىگذرد،تازگى خود را از دست نمىدهد و كهنه نمىشود.
از امام هشتم عليه السلام پرسيدند:چرا قرآن طراوت و تازگى خود را از دست نمىدهد و كهنه نمىشود؟ حضرت فرمود:خداى متعال قرآن را براى يك زمان و يك نسل نازل نكرده است (و از اينرو است كه) در همۀ زمانها نو و براى همۀ نسلها تا برپا شدن قيامت تازگى و طراوت دارد؛بنابراين،ممكن است بشر قرن به قرن و نسل به نسل از نظر