163وارد شو.باب جبرئيل محلّى است كه فرشتۀ وحى هنگام نزول،از آن حضرت رخصت مىگرفت و وارد مىشد. 1
در اين نقطه زائر خود را در محل اتصال زمين و آسمان مىبيند و جهانى از بزرگى را در مىيابد.
زآتَش وادى ايمن نه منم خرّم و بس
موسى اينجا به اميد قَبَسى مىآيد 2
ب:محاسبۀ نفس و تأمّل در خويشتن
وقتى زائر كنار درگاه مىايستد و رخصت باريافتن مىجويد،در دل نگران است؛آيا براى حضور شايستگى دارد؟ آيا حضورش با سرزنش انسان بزرگى كه در اين آستان خفته،همراه خواهد بود؟ اينجاست كه مؤمنِ بيداردل به تأمل در خويش مىنشيند و خود را ارزيابى مىكند.معصومان در روزگار زندگى مادى خويش به برخى از افراد اجازۀ ورود نمىدادند.بىترديد ورود اين گروه مايۀ تلخكامى و آزار معصومان عليهم السلام بود.دو واقعۀ زير نمونههايى از عدم رخصت امام عليه السلام است:
1 - على بنيقطين،كه سبب آزردگى خاطر ابراهيم ساربان شده بود،در مدينه مىخواست به حضور امام موسى بنجعفر عليه السلام برسد؛ولى اجازۀ حضور نيافت.نگران شد و سبب را از حضرت پرسيد.امام عليه السلام فرمود:به اين خاطر كه برادرت ابراهيم را به مجلس خويش راه ندادى.آنگاه از او خواست در آغاز رضايتِ خاطرِ ابراهيم را فراهم كند.على ابنيقطين چنين كرد و توانست توفيق ديدار حضرت را به دست آورد. 3
2 - گروهى از ارادتمندان امام رضا عليه السلام چندين روز به قصد زيارت امام به خانهاش آمدند؛ولى رخصت ديدار نيافتند.سرانجام سبب محروميت از فيض زيارت را جويا شدند.پاسخشان داد كه عنوان«شيعه»فراتر از شايستگيهاى آنان است! 4و امام به آنها