141فلسفۀ پيدايش اين شهر كه به نام«امّالقرى»نيز شناخته مىشده،به دو جهت است:
نخست مركزيت عبادى و دوم مركزيت تجارى آن.اين شهر،در قرآن«بكّه»هم ناميده شده است. 1در برخى از روايات،مكّه نام حرم و بكّه نام مكان كعبه دانسته شده است. 2
در برخى نقلها«بكه»به معناى بكاء مردم در آن و در برخى ديگر«يَبُكُّ النّاسُ بَعْضُهُم بَعْضاً»به معناى مزاحم شدن برخى بر برخى ديگر و در واقع ازدحام معنا شده است.
دربارۀ نامگذارى آن به«مكه»،اقوال مختلفى نقل شده است؛از آن جمله گفتهاند:
مكه در اصل تركيبى از« مك»و«رب »بوده.مك به معناى«بيت»است و مكه يعنى بيتالرب يا بيتاللّٰه.در نقلى ديگر آمده است: بك به عنوان يك پسوند،به معناى واحه و وادى آمده،مثل«بعلبك»كه به معناى وادى بعل است.بدين ترتيب،براساس نامى كه بطلميوس براى مكه گفته است (يعنى«ماكارابا») بايد اين شهر را به نام وادى رب بشناسيم.برخى هم«مكرابا»را از كلمۀ عربى مقرب گرفتهاند،اصطلاحى كه به احتمال، مربوط به كسانى مىباشد كه مدعى نزديكى به خدا،يا خدايان بودهاند.جداى از آنچه گذشت،معانى فراوانى براى بكّه و مكّه گفته شده كه بسيارى از آنها حدسى است. 3
روشن است كه در اين نامگذارىها يكى از عناصر اصلى،«رب»و«خانۀ»رب است.اين مسأله،نشان دهندۀ شكل گيرى اين شهر بر گرد خانۀ خداوند است كه خود تقدس كهن اين شهر را آشكار مىكند.
نام ديگر مكه«البلدالأمين»و«البلدالحرام»است كه به تناسب مركزيت عبادى آن،بر آن شهر اطلاق شده و مكرر در قرآن بر اين بُعْد شهر تكيه شده است.
از مكه،در نوشتههاى تاريخى نسبتاً قديمى ياد شده و دليلش آن است كه مسير