110نظام اسلامى و حاكميت قوانين قرآن در كشور جمهورى اسلامى ايران،ايستاده و درصدد تضعيف و يا از بين بردن اين نظام مقدس مىباشند،به مقتضاى روايت مذكور،از دين فاصله گرفتهاند و با قرآن به مخاصمه و دشمنى پرداختهاند؛زيرا مقابلۀ با استقرار حاكميت اسلام و سعى و تلاش در تضعيف نظام ارزشمند قرآن،نمىتواند با تدوين و تعهّد به دين سازگار باشد؛چرا كه دين جز تسليم در برابر مقررات اسلام و گردن نهادن به قوانين آسمانى قرآن مجيد،چيز ديگرى نيست.
و بسى جاى شگفتى است،افرادى كه خود را حامى دين مىدانند و بلكه به اعتقاد خود ارشاد و هدايت جامعۀ اسلامى را عهدهدار هستند،نتوانند حكومت اسلامى ايران را كه مبتنى براساس اسلامِ واقعى و پيروى از ائمه عليهم السلام است تحمل كنند،بلكه در مقام مقابله با آن برآمده و در ابعاد مختلف به تضعيف آن بپردازند.اينان بدانند كه در پيشگاه خداوند بزرگ كه اسلام را بعنوان دين مرضىّ و مقبول خويش قرار داده و در برابر ملت مسلمان ايران كه با دادن صدها هزار شهيد در راه پيروزى و تداوم انقلاب تسليم خود را در برابر اسلام به ثبوت رساندهاند،غير معذورند و همان عبارتى كه امام معصوم عليه السلام فرمود،بايد در مورد آنها بكار برد كه:
«لاٰ دينَ لِمَنْ لاٰ تقيّةَ لَهُ».
در پايان اين قسم از تقيّه،مجدداً تذكرِ اين نكته لازم به نظر مىرسد كه اين نوع تقيّه در زمانى است كه پيروان مذهب حق زير سلطۀ حكومتهاى ضد حق قرار گرفته باشند،به طورى كه افشاى مذهب حق،موجب تضعيف و يا از بين رفتن آن شود و در حالى كه خود داراى قدرت بوده و تحت سلطۀ قدرتهاى مخالف نباشد اين نوع از تقيّه جريان ندارد.
3-تقيۀ مداراتى
هدف از اين تقيّه،حُسن معاشرت و مدارا و جلب مودّت و در نتيجه تحقق وحدت ميان مسلمين است و اين از سويى با شركت يكپارچه در شعائر الهى و نماز جماعت و ساير مظاهر وحدت و در حقيقت حصولِ وحدتِ كلمه ميان همۀ مسلمانها و عدم پراكندگى آنان،مخصوصاً در برابر كفار و دشمنان تحقق مىيابد و از سوى ديگر بايد