148و در سير و عروج چه وقايعى رخ داد؟ داستان معراج بهگونههاى مختلف در احاديث نقل شده است. 1 اما در تفسير مجمعالبيان خلاصهاى از روايات چنين آورده شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
جبرئيل در موقعى كه در مكه بودم، نزد من آمد و گفت: اى محمد برخيز.
من برخاسته، با او بهطرف در به راه افتادم و ديدم كه ميكائيل و اسرافيل نيز با او آمدهاند. جبرئيل براق را - كه حيوانى بزرگتر از الاغ و كوچكتر از قاطر بود و صورتى چون گونه انسان و دمى چون دم گاو و يالى چون يال اسب و پاهايى چون پاهاى شتر داشت - حاضر كرد. بر پشت آن حلى بهشتى بود و دو بال از قسمت رانهايش جدا شده بود، گامش بهاندازه چشماندازش بود.
جبرئيل مرا گفت: سوار شو. من سوار شدم و بهراه افتادم تا به بيتالمقدس رسيدم. 2
وقتى به بيتالمقدس رسيدم، فرشتگانى از آسمان فرود آمده از ناحيۀ ربالعزة به من بشارت داده، احترام كردند و من در آنجا به نماز ايستادم - و در بعضى روايات اين باب آمده كه ابراهيم هم درميان خيل انبيا مرا بشارت داد - آنگاه وصف موسى و عيسى داده و فرمود، سپس جبرئيل دست مرا گرفته بالاى صخره برده و در آنجا نشانيد كه ناگهان نردبان و معراجى ديدم كه هرگز به زيبايى و جمال آن نديده بودم.
پس به آسمان بالا صعود داده و عجايب و ملكوتش را ديدم، ملائكه آنجا به من سلام كردند، آنگاه جبرئيل مرا به آسمان دوم بالا برد، در آنجا عيسى بن مريم و يحيى بن زكريا را ملاقات كردم، سپس مرا به آسمان چهارم بالا برد، در آنجا ادريس را ديدم، به آسمان پنجم برد، در آنجا هارون را ديدم، به آسمان ششم برد، در آنجا خلق كثيرى ديدم كه موج مىزدند، سپس به آسمان هفتم عروج داد و در آنجا خلقى و فرشتگانى را ديدم...
آنگاه فرمود: از آسمان هفتم به اعلى عليين رفتم و اعلىعليين را وصف نموده،