146
بٰارَكْنٰا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيٰاتِنٰا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
1
؛
«منزه است آن خدايى كه بندۀ خود را شبى از مسجدالحرام به مسجدالاقصى - كه گرداگردش را بركت دادهايم - سير داد، تا بعضى از آيات خود را به او بنمايانيم، هر آينه او شنوا و داناست.»
واژه «اسراء» بهمعناى سير در شب است. اينكه چرا مجدداً واژه شب آمده است دو وجه دارد: 2 يكى اينكه جهت تأكيد است و ديگر آنكه معراج در بخشى از شب انجام شد، نه در كل آن؛ از اين رو تعبير «ليلاً» آمده است. نكته ديگر استفاده از تعبير «عبد» مىباشد. اين تعبير اشاره به علت عروج دارد؛ كسى كه به مقام الوهيت معرفت پيدا كند، خود را مالك چيزى نبيند و تمام عزت و عظمت را در اختيار خداى سبحان ببيند و در يك جمله عبوديت، ذلت و وابستگى را در سراسر وجود خود احساس كند، لياقت معراج پيدا مىكند. از سويى ديگر واژه «عبد» اشاره به نكتهاى جالبتر دارد. 3 وصول به چنين مقامى و عروج و نيل به مقام «بندگى» و حريم قدس ربوبى، مقام بسيار شامخى است كه براى هيچ انسانى بر روى زمين حاصل نشده است. دستيابى به اين مقام بالا ممكن است براى انسان حالت عُجب و تكبر در پى داشته باشد، اما پيامبر بهدليل نيل به مقام عبوديت، ذرهاى احساس عجب و كبر نكرد، بنابراين عبوديت در آيه به دو امر اشاره دارد: يكى علت عروج و ديگرى حالت پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از عروج.
خداوند دربارۀ ميقات موسى عليه السلام فرمود:
وَ لَمّٰا جٰاءَ مُوسىٰ لِمِيقٰاتِنٰا
4
؛
«چون موسى به ميعادگاه ما آمد.»
اما دربارۀ پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده: