498اينجا منعكس مىنماييم. 1
پيامبر: من شما را به آئين توحيد و پرستش خداى يگانه و تسليم در برابر اوامر او دعوت مىكنم. سپس آياتى چند از قرآن براى آنان خواند.
نمايندگان نجران: اگر منظور از اسلام، ايمان به خداى يگانۀ جهان است، ما قبلاً به او ايمان آورده و به احكام وى عمل مىنماييم.
پيامبر: اسلام علائمى دارد و برخى از اعمال شما حاكى است كه به اسلام واقعى نگرويدهايد. چگونه مىگوييد كه خداى يگانه را پرستش مىكنيد، در صورتى كه شماها «صليب» را مىپرستيد، و از خوردن گوشت خوك پرهيز نمىكنيد و براى خداوند فرزند معتقديد؟
نمايندگان نجران: ما او را خدا مىدانيم، زيرا او مردگان را زنده كرد، و بيماران را شفا بخشيد، و از گِل پرندهاى ساخت كه آن را به پرواز درآورد، و تمام اين اعمال، حاكى است كه او خدا است!
پيامبر: نه! او بندۀ خدا و مخلوق او است كه او را در رحم مريم قرار داد، و اين قدرت و توانايى را خدا به او داده بود.
يك نفر از نمايندگان: آرى او فرزند خدا است زيرا مادر او مريم، بدون اينكه با كسى ازدواج كند، او را به دنيا آورد. پس ناچار بايد پدر او همان، خداى جهان باشد.
در اين موقع، فرشتۀ وحى نازل گرديد و به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت كه به آنان بگويد: وضع حضرت عيسى از اين نظر مانند حضرت آدم است كه او را با قدرت بىپايان خود، بدون اين كه داراى پدر و مادرى باشد، از خاك آفريد. 2
و اگر نداشتن پدر، گواه بر اين باشد كه او فرزند خدا است، پس حضرت آدم براى اين منصب شايستهتر است، زيرا او نه پدر داشت و نه مادر!
نمايندگان نجران: گفتگوهاى شما ما را قانع نمىكند. راه اين است كه در وقت معينى با يكديگر مباهله كنيم، و بر دروغگو نفرين بفرستيم، و از خداوند