485و پس از سقوط طائف به شام گريخت و از آنجا شبكۀ جاسوسى حزب منافقان را رهبرى مىنمود.
او در يكى از نامههاى خود به دوستانش چنين نوشت: در دهكدۀ قبا مسجدى در برابر مسجد مسلمانان بسازيد و در مواقع نماز در آنجا گرد آييد. به بهانۀ اداى فريضه، پيرامون موضوعات مربوط به اسلام و مسلمانان و نحوۀ اجراى نقشههاى حزبى به بحث و گفتگو بپردازيد.
ابو عامر بسان دشمنان امروز اسلام، احساس كرده بود كه در كشورى كه دين رواج كامل دارد، بهترين وسيله براى هدم و قلع آن، همان استفاده از نام دين است و از نام دين بيش از هر عامل ديگر مىتوان بر ضرر آن استفاده نمود.
او مىدانست كه پيامبر صلى الله عليه و آله به هيچ عنوانى به حزب منافق اجازه نخواهد داد، مركزى براى خود بسازند؛ مگر در صورتى كه به آن مركز رنگ مذهبى بدهند، و تحت عنوان مسجد و ساختن معبد، محفلى براى خود بسازند.
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله عازم تبوك بود، نمايندگان حزب نفاق خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند و به بهانۀ اينكه پيران و بيماران آنان در شبهاى تار و بارانى، نمىتوانند مسافت ميان خانهها و مسجد «قبا» را طى كنند؛ از او خواستند كه اجازه دهد آنان در محلۀ خود مسجدى بسازند. پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد آنان نفياً و اثباتاً پاسخى نگفت، و تصميم نهايى را به پس از مراجعت از سفر موكول نمود. 1
حزب نفاق در غياب پيامبر صلى الله عليه و آله ، نقطهاى را در نظر گرفتند و با شتاب هر چه تمامتر، ساختمان محفل را به نام مسجد به پايان رسانيدند. روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه بازگشت، از حضرتش خواستند كه اين پرستشگاه را با خواندن چند ركعت نماز بگشايد. در اين لحظه، فرشتۀ وحى نازل گرديد، و پيامبر صلى الله عليه و آله را از جريان آگاه ساخت، و آنجا را مسجد «ضرار»، كه براى دستهبندىهاى سياسى و ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان ساخته شده است، خواند. 2
پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد كه ساختمان مسجد را با خاك يكسان كنند، و تيرهاى