421دست راست او قطع گرديد. او براى اينكه پرچم پيامبر صلى الله عليه و آله به زمين نيفتد؛ پرچم را به دست چپ گرفت. وقتى دست چپ او را نيز قطع كردند،با بازوان خود پرچم را نگاه داشت، و سرانجام با بيش از هشتاد زخم روى خاكها افتاد و جان سپرد.
آنگاه نوبت معاون يكم «زيد حارثه» فرا رسيد. او پرچم را به دوش گرفت، و با شهامت كمنظيرى انجام وظيفه كرد، و بر اثر ضربات نيزهها جان سپرد. معاون دوم «عبد اللّٰه رواحه»، پرچم را به دست گرفت، و بر اسب خود سوار شد و اشعار حماسى خود را سرود. در اثناى نبرد، گرسنگى، سخت بر او فشار آورده بود. لقمۀ غذايى به دست او دادند كه گرسنگى را برطرف كند. هنوز چيزى از آن نخورده بود؛ كه صداى هجوم سيلآساى دشمن به گوش او رسيد. لقمه را انداخت و خود را به دشمن نزديك ساخت و جنگ كرد تا كشته شد.
سرگردانى سپاه اسلام
در آن لحظه سرگردانى سپاه اسلام آغاز گرديد. فرماندۀ كل قوا، و دو معاون وى به ترتيب كشته شدند. اما پيامبر صلى الله عليه و آله اين وضع را پيشبينى كرده، و ترتيب اختيار فرمانده را بر عهدۀ خود سربازان قرار داده بود. در اين لحظه، «ثابت بن اقرم» پرچم را برداشت رو به سربازان نمود و گفت: براى خود فرماندهى انتخاب كنيد! همگى گفتند تو فرماندۀ ما باش. وى گفت: من هرگز اين كار را نمىپذيرم، ديگرى را انتخاب كنيد. سپس خود «ثابت» و مسلمانان، «خالد بن وليد» را كه تازه اسلام آورده و در ميان سپاه اسلام بود، به فرماندهى انتخاب كردند.
لحظهاى كه او به مقام فرماندهى برگزيده شد، لحظۀ بسيار حساسى بود و رعب و وحشت بر مسلمانان چيره گشته بود. فرماندۀ لشكر، دست به يك تاكتيك نظامى زد كه در نوع خود بىسابقه بود. او دستور داد، كه در نيمه شب، كه پردۀ سياهى همه جا را فراگرفته بود، به نقل و انتقال آنهم با سر و صدا مشغول شوند. «ميمنه»، جاى خود را به «ميسره» و بالعكس دهد، و ستون مقدم